• امروز جمعه, 31 شهریور 1396 - Fri 09 22 2017
  • ستاد برگزاری نماز جمعه قائم شهر

    سخنرانی پیش از دستور ابوالشهیدین آیت الله معلمی در سومین اجلاس رسمی دوره ی پنجم مجلس خبرگان رهبری + تصویر


    ادامه مطلب...

    گردهمآیی علما و روحانیون شهرستان قائم شهر(طلایه داران تبلیغ) در دفتر امام جمعه قائم شهر برگزار شد + تصاویر


    ادامه مطلب...

    مراسم نمازجمعه 1396/6/24 شهرستان قائم شهر به روایت تصویر + فایل صوتی


    ادامه مطلب...

    جلسه ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر شهرستان قائم شهر در دفتر امام جمعه قائم شهر برگزار شد + تصاویر


    ادامه مطلب...

    مدیر کلّ و معاونین جمعیت هلال احمر استان مازندران ، با حضور در دفتر امام جمعه قائم شهر با ابوالشهیدین آیت الله معلمی دیدار کردند + تصاویر


    ادامه مطلب...

    مراسم تشییع پیکر پدر شهیدان محمدزاده با حضور ابوالشهیدین آیت الله معلمی در محمود آباد برگزار شد + تصاویر


    ادامه مطلب...

    سخنرانی پیش از دستور ابوالشهیدین آیت الله معلمی در سومین اجلاس رسمی دوره ی پنجم مجلس خبرگان رهبری + ...

    گردهمآیی علما و روحانیون شهرستان قائم شهر(طلایه داران تبلیغ) در دفتر امام جمعه قائم شهر برگزار شد + ...

    مراسم نمازجمعه 1396/6/24 شهرستان قائم شهر به روایت تصویر + فایل صوتی...

    جلسه ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر شهرستان قائم شهر در دفتر امام جمعه قائم شهر برگزار شد + ت...

    مدیر کلّ و معاونین جمعیت هلال احمر استان مازندران ، با حضور در دفتر امام جمعه قائم شهر با ابوالشهیدی...

    مراسم تشییع پیکر پدر شهیدان محمدزاده با حضور ابوالشهیدین آیت الله معلمی در محمود آباد برگزار شد + تص...

    • 1
    • 2

    ابوالشهیدین آیت الله معلمی در سخنرانی پیش از دستور  سومین اجلاس رسمی دوره ی پنجم مجلس خبرگان رهبری پیروزی انقلاب اسلامی...

    سخنرانی پیش از دستور ابوالشهیدین آیت الل…

    مغرب یکشنبه ، مورّخ 1396/6/26 ، گردهمآیی علما و روحانیون شهرستان قائم شهر(طلایه داران تبلیغ) ، با حضور آیت الله...

    گردهمآیی علما و روحانیون شهرستان قائم شه…

    نماز جمعه بیست و چهارم شهریور ماه هزار و سیصد و نود و شش شهرستان قائم شهر ، با ایراد...

    مراسم نمازجمعه 1396/6/24 شهرستان قائم شه…

    صبح پنجشنبه مورّخ 1396/6/23 جلسه ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر شهرستان قائم شهر در دفتر امام...

    جلسه ستاد احیاء امر به معروف و نهی از من…

    پیش از ظهر دوشنبه ، مورّخ 1396/6/20مدیر کلّ و معاونین جمعیت هلال احمر استان مازندران ، با حضور در دفتر...

    مدیر کلّ و معاونین جمعیت هلال احمر استان…

    صبح دوشنبه مورخ 1396/6/20 ، مراسم تشییع پیکر پدر شهیدان محمدزاده با حضور ابوالشهیدین آیت الله معلمی در محمود آباد...

    مراسم تشییع پیکر پدر شهیدان محمدزاده با …

    صبح شنبه مورخ 1396/6/18 ، مراسم جشن عید ولایت و امامت (جشن عید غدیر ) با عنوان کاروان شادی جشن...

    مراسم جشن عید ولایت و امامت (جشن عید غدی…

    خطبه های نماز جمعه 1396/6/17 شهرستان قائم شهر ، توسط امام جمعه قائم شهر و نماینده مردم استان مازندران در...

    مراسم نمازجمعه 1396/6/17 شهرستان قائم شه…

    حدیث موضوعی
    حدیث موضوعی

    خطبه های نماز جمعه

    متن خطبه های نمازجمعه 1396/6/17 شهرستان قائم شهر - خطیب : آیت الله معلمی

    wpoz_img_6537.jpg

    خطبه اول:
    دانلود فایل با لینک مستقیم
     بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر الحمد لله رب العالمین الصلوة و السلام علی سیدالنبیین حبیب اله العالمین ابالقاسم المصطفی محمد (ص) و علی عترته و اهل بیته اجمعین. قال الحکیم فی کتابه الکریم بسم الله الرحمن الرحیم «و لقد ارسلنا نوحاً و ابراهیم و جعلنا فی ذرّیتهم النّبوّة و الکتاب فمنهم مهتدٍ و کثیرٌ منهم فاسقون» امیدوارم خدای رحمان همه ما را در مسیر هدایت انبیاء و پیامبران بویژه خاتم انبیاء و در مسیر هدایت قرآن و عترت همه ما را ثابت قدم و استوار بدارد در این مظنّۀ استجابت دعا همه شما نمازگزاران همه ما را مشمول مغفرت و رضوان و رحمت بی پایان خود قررا بدهد. خداوند رحمان گذشتگانمان را ببخشد و بیامرزد. بیماران را شفا عطا بفرماید. نیروهای مسلحمان و مرزداران ما را بر اقتدارشان بیفزاید. عزت امت اسلام را مستدام بدارد. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد. (صلوات)

    مستحضرید در آیات قبل خدای رحمان به صورت کلی از بعثت پیمبران و نازل ساختن کتب آسمانی سخن داشت. در آیه امروز نمونه ذکر می‌کند از باب تخصیص خاص بعد از عام. نمونه پیمبران بزرگ، نوح و ابراهیم. در میان همه پیمبران چرا نوح و ابراهیم را نام برد؟ به دو دلیل: اولاً نوح و ابراهیم بودند که علاوه بر نبوت و نزول وحی بر آنان صاحب آیین و شریعت بودند. یعنی پیاده کردن نظمی در زندگی بشریت. جامعه را بر اساس موازین دین خدا اداره کردن از او تعبیر به شریعت و آیین الهی می‌شود. نوح و ابراهیم هر دو صاحب شریعت بودند. یا به تعبیر دیگر از انبیاء اولوالعظم و مرسل بودند و دلیل دیگر اینکه بقیه انبیاء از نسل نوح و ابراهیم هستند. «و لقد ارسلنا نوحاً و ابراهیم و جعلنا فی ذرّیتهم النّبوّة» نبوت را در ذرّیه نوح و ابراهیم قرار دادیم. حالا برخی افراد کج فهم شاید بگویند شما سلطنت موروثی را قبول ندارید اما نبوت موروثی را چگونه قبول دارید؟ دو بحث است. اگر خدای رحمان در ذریه لیاقت گذاشته باشد این لیاقت به ارث برده شده و در پی لیاقت سزاوار رهبری می‌شود نه به صرف اینکه از نسل است و دلیل روشنش هم خود فرزند نوح. آنجا که آیه قرآن می‌فرماید «و اذبتلا ابراهیم ربه بکلمات فاتَمَهُنَّ» بخاطر بیاورید خدای شما ابراهیم را به اموری آزموده است.ابراهیم امتحان الهی را به پایان برد. «قال انی جاعلک للناس اماماً»خطاب آمد تو رهبر خلق منی. تو را امام قرار دادم. ابراهیم فرمود: «و من ذریتی»«قال لا ینال عهد الظالمین» اگر ذریه ات صالح باشند بله ولی اگر صالح نباشند خیر. «و جعلنا فی ذریتهم النبوة» یعنی بر اساس وراثت طهارت و پاکی. زمینه دارند برای اینکه وارث باشند مگر خدای نکرده محیط اجتماعی بعضی از فرزندان انبیاء را آلوده بسازد.وگرنه طبع اولیه وراثت و استعداد برای پیمودن راه کمال را دارند و نوح نبی هم موقعی که فرمان یافته بود کشتی بسازد کسانی که با او هستند توسط کشتی آنها را نجات بدهد، فرزندش تمرد کرده بود. خطاب آمد «انه لیس من اهلک»«انه عمل غیر صالح» درسته که نسبش مال شماست و فرزند شماست اما اهل نیست با شما. اهلیت یعنی تبعیت بی چون و چرا از انبیاء. در  نهایت نبوت همراه با آیین و شریعت از نوح آغاز گشت تا به بعثت خاتم انباء محمد مصطفی (ص) ختم شد. نبوت و امامت هر دو از مناصب الهی هستند. اگر جامعه بشری بگویند ما کسی را بعنوان امام انتخاب می‌کنیم، خیر امام انتخابی نیست، حتی جانشین امام. فقیه عادل. آن هم منصبش  الهی است. اگر خبرگان شناسایی کردند نه خبرگان انتخاب کردند. خبرگان فقیه عادل را شناسایی می‌کنند و به امت مسلمان اعلام می‌کنند که این فقیه در جایگاه نیابت از ولی‌الله الاعظم حجة بن الحسن المهدی (عج) است. در ادامه آیه فرمود «فمنهم مهتدٍ» از این ذریه انبیاء خیلی از آنها هدایت شده هستند «و کثیرٌ منهم فاسقون» و خیلی از آنها هم گرفتار فسق می‌شوند. پس اکثریت نشانه‌ی حقانیت نیست. صراحت آیه را دقت کنید: «و لقد ارسلنا نوحاً و ابراهیم » به تحقیق فرستادیم نوح و ابراهیم را «و جعلنا» و قرار دادیم «فی ذریتهم النبوة» در ذریه ابراهیم و نوح نبوت را قرار دادیم و کتاب را «فمنهم » از ذریه ابراهیم ونوح «مهتدٍ» یافتند هدایت را. «و کثیرٌ منهم فاسقون» خیلی از آنها هم دچار فسق می‌شوند. مستحضرید که ابولهب فامیل پیغمبر بود. «تبت یدی ابی لهبٍ و تب/ ما اغنی عنه ماله و ما کسب/ سیصلی ناراً ذات لهب/ و امرأته حمالت الحطب/ فی جیدها حبل من مسد» جمعی از علما در روزگار آقا امام رضا (ع) در خراسان در مجلس مأمون از آقا امام رضا (ع) پرسیدند عترت پیغمبر، ذریه پیغمبر همان آل پیغمبر هستند؟ حضرت فرمود :«بله» آنها گفتند که روایتی به ما رسیده که آل پیغمبر همه امتان پیغمبرند. خب حضرت بگوید نه این روایت درست نیست میگویند که شما می‌گویید درست نیست اما روایت هست و به ما رسیده. حضرت در پاسخ بسیار حکیمانه و واقعا دندان‌شکن جواب دادند.  حضرت فرمودند شما به مومن مسلمانی که فقیر است نمیتوانید صدقه بدهید؟ گفتند بله صدقه می‌دهیم. حضرت فرمودند : مگر نشنیدید که صدقه برآل پیغمبر حرام است؟ یعنی اگر همه امت آل پیغمبر باشند پس هیچکسی حق ندارد به امت پیغمبر صدقه بدهد. همین جمله سند است که «آل» چه کسانی هستند.عذر خواهی کردند. یکی پرسید به چه دلیل قرانی شما میفرمایید؟ آقا امام رضا (ع) همین ایه را خواند: « و لقد ارسلنا نوحاً و ابراهیم و جعلنا فی ذرّیتهم النّبوّة و الکتاب» در ذرّیه پیغمبران نبوت و کتاب نهاده شده، ذریه صلاحیت داشته باشد از بقیه اولی و سزاوارتر است. لذا میبینید در طول تاریخ سنت و سیره مومنین هم همین بوده. اگر سیدی در عمل فرد درستکاری بوده بعد از فوت می‌بینید که قبرش را بارگاه ساختند، زیارتگاه دارند. اینهمه امامزادگانی که در مازندران هستند فرزندان بلا واسطه امام معصوم که نیستند، اینها از نوادگانند. اما پیداست که افراد درستی بودند. لذا مومناگر با تقوا باشد و سید باشد وسلاله رسول خدا یک فضل اضافه پیدا می‌کند. همه مومنین در پیشگاه خدای رحمان صاحب منزلت هستند، سادات مومن یک درجه بالاتر که فردای قیامت هم فضای محشر را ذریه رسول الله با نورانیت ایمان و عمل نورانی می‌سازند، حق شفاعت به آنها داده می‌شود. حالا اگر من و شمایی که سید نیستیم می‌توانیم با تمسک به حبل الهی که در عصر ما در استمرار امامت و ولایت، ولایت فقیه است اما در بعد کتاب بحمدلله قرآن در اختیار ماست، قرآن را اگر معاویه معنا کند قرآن نخواهد بود اما اگر  قرآن را راسخون فی العلم و اهل بیت پیغمبر معنا کنند نور است و هدایت و مایه نجاجات است و سعادت. پروردگارا به لطف و کرمت ما را در مسیر امامت و ولایت و در صراط نورانی قرآن ثابت قدم و استوار بدار. ما را در پیمودن راه تقوا، پرهیز از گناه و انجام واجبات یاریمان بفرما.

    {{بسم الله الرحمن الرحین انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر صدق الله العلی العظیم}}

    _____________

    _____________

    خطبه دوم:
    دانلود فایل با لینک مستقیم

    اللهم صلّ علی محمد و آل محمد ؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ  الصّلاة والسلام علی سیّد النّبیین حبیب إله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد و علَی علیٍّ امیر المومنین و علی الصّدیقةِ الطّاهره سیّدةِ نساء العالمین و علی الحسن والحسین سیّدَی الشباب أهل الجنةِ أجمعین و علی  علی ِ بنِ الحسین و محمدِ بن علی و جعفرِ بن محمد و موسیَ بن جعفر و علیِ بن موسی و محمدِ بن علی و علیِ بن محمد و الحسنِ بن علی و الحجة القائم اَلمنتظَر . اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةِ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَدَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَویلَا.

    صلوات...

    قال الحکیم فی کتابه الکریم : {{ يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}}

    بار دیگر ، خودم و همه ی شما برادران و خواهران را به تقوای الهی ، به پرهیز از گناه و معصیت ، تأکید و سفارش دارم  . نمیشود انسان منظم باشد ، نمیتواند ترک گناه کند و انجام واجبات داشته باشد ، مگر اینکه باز به خود خدا پناه ببرد و از خدا مدد بخواهد ؛ اهل بندگی خدا باشد ، تا خدا او را یاری و کمک کند . خدایا ، می خواهیم تو را بنده باشیم ، اما ضعف نفسانی ، وسوسه ی ابلیسی ، گاهی مانع کار میشود . خودت مدد بنما و ما را در مسیر بندگی یاری بفرما . پروردگارا عزت اهل ایمان را ، عزت ملت بزرگ ایران را ، در سایه ی امامت و ولایت مستدام بدار . همه ی اهل ایمان را برای طاعت و بندگی به درگاه خودت موفق بدار. اللهم اغفر للمومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات . خدایا بهتو پناه آوردیم و استعاذه داریم . اعوذ بالله من الشیطان الرجیم . استغفرالله ربی و اتوب الیه . مستحضرید که فردا سالروز عید بزرگ . عید امامت و ولایت است .در این آیه ی شریفه که قرائت شد در بدو خطبه دوم ، تعبیر تُندی خدا دارد  در این آیه . یک جای دیگر قرآن هم در ارتباط با پیغمبر ، و خطاب به پیغمبر ، تعبیر تندی وجود دارد . ببینید ، {{ يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ }}این تعبیر تند است در برابر آن تعبیری که می فرمید: {{ يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا و داعیاً الی الله بإذنه و سراجاً منیرا}}؛ یا در برابر آن تعبیری که می فرماید : {{ هُوَ الَّذي أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدىٰ وَدينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ }} . این تعبیرات تند قرآن ، از باب اینکه به یکی بگویی تا همسایه بشنود . رفیق بغل دستی اش بشنود . شما با یک نفر آدمی که خیلی با شما صمیمی و مأنوس نیست . ولی در کنارش یک نفر آدمی است که خیلی هم با شما صمیمی و  خودمانی است  . شما میخواهید یک مطلبی را محکم به آن طرف بفهمانید ، به این آشنای خودت ، به این دوست خودت ، به این یار مهربان خودت ، خطاب میکنی و تندی میکنی . برای اینکه طرف حساب خودش را بکند . یا ایها الرسول ، بلّغ . تا همه بشنوند ، همه بدانند . تعبیر ، تعبیر تندی است . اصلاً این یعنی چه ؟ یعین ای رسول ، ای فرستاده ی خدا ، ابلاغ کن . آنچه که نازل شد . معلوم است که امر جانشینی پیغمبر ، امر امامت ، قبلاً آمده بود . ولی به صورت رسمی پیغمبر اعلام نکرده بود . حالا اینجا وقت اعلام رسمی است برای کاری که اگر نشود ، فرصت از دست می رود . {{ يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ }} . حالا گاهی در ذهن آدم ، یک چیزهایی خَلَجان میکند . یکی مثلاً بپرسد که حالا به جای بلغ ما انزل ، چرا صریحاً نگفت خداوند به پیغمبر که علی را به جانشینی معرفی کن ؟ . میدانید چرا صریحاً نگفت؟ برای خاطر اینکه بنا نیست که بشر در بندگی خدا مجبور باشد . بنا بر این است که هم اتمام حجت بشود ، و هم بندگان ، مخیّر و آزاد باشند . وگرنه اگر بنا بود که انسان در بندگی خدا مجبور باشد ، خب انسان میشد مثل سایر موجودات . شما این زمین را ، سنگ را نگاه کن . تسبیح الهی را همه ی موجودات دارند میگویند . شما این آفتاب را نگاه کن . سالهای سال این زمین در حرکت ، یا ماه و خورشید در حرکت ، ولی هیچکدام هیچ اختیاری از خودشان ندارند  . انسان است که در حرکت اختیار دارد ؛ میتواند حرکت کند ، و میتواند هم بنشیند . میتواند بندگی کند ، میتواند معصیت کند . این امتیاز انسان است که اگر بندگی خدا را پیشه نمود ، میشود صاحب مقام نزد خدا . اگر راه معصیت را پیمود ، گرفتار هم رنج دنیا ، هم عذاب آخرت خواهد شد . {{ يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ }} ای رسول ، ابلاغ کن آنچه که به تو نازل شد ، که اگر ابلاغ نکنی ، پیغمبری نکردی . اینکه عرض کردم تعبیر تندی است نسبت به پیغمبر ، همین است . یک جای دیگر : {{لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ}} ، گاهی پیغمبر را متهم میکردند ، که این حرفها را خودش میسازد ؛ یعنی آیات قرآن را . آیه نازل شد : اگر کلمه ای به ما ببندد ، یعنی یک سخنی را به کسی نسبت دادن در حالی که طرف نگفته باشد . اگر پیغمبر به خدا سخنی را نسبت بدهد ناروا، قدرت دفاعی که دست راست انسان است ، از او خواهیم گرفت ، و او را عاجز و ناتوان می سازیم ؛ یعنی همه ی مردم بدانند پیغمبر مطلبی را ناروا به خدا نسبت نمیدهد . بنا براین هیچ کسی هم حق ندارد دین خدا را ، آیات خدا را ،با سلیقه ی خود بگرداند ، که بعضی ها پیدا میشوند ، حتی متأسفانه گاهی در کلاس تدریس دانشگاهی ، آیه ی قرآن میخوانند ، اما غلط معنا میکنند ؛ نهج البلاغه را میخوانند ، غلط معنا میکنند . هوای نفسانی خود را میخواهند در قالب آن آیه ، در قالب آن جمله ی نهج البلاغه به شنوندگان القا کنند . این ها را هشدار میدهد . کسی حق ندارد سخنی ببندد . و همه اینجا در باره ی {{ يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ }} همه بدانند ، اراده ی شخصی پیغمبر نبود ، امر الهی بود ، تهدید شده که اگر ابلاغ نکند ، پیغمبری نکرد . یعنی امامت این قدر اهمیت دارد . مطلب در باره ی غدیر فراوان است . از خود ابوحنیفه نقل شد که در صحرای منا ، دید یک نفر سلمانی است و سر دیگران را میتراشد . آمد جلو سلام کرد و گفت که : بیا سر من را بتراش . سلمانی گفت که : رو به قبله بنشین ، بسم الله بگو ، سمت راستت را به سمت من بگیر ، که اینها از آداب سرتراشیدن است . خود ابوحنیفه میگوید که : من از این نکته ها غافل بودم ؛ اما خوشم آمد که این نکته ها را این سلمانی بیان کرد ؛ لذا از او پرسیدم که : عبد هستی یا آزاد ؟ گفت عبد هستم . گفتم مولایت کیست ؟ گفت جعفربن محمد(امام صادق سلام الله علیه) . بعد میگوید پرسیدم که شما تنها آمدی یا با مولایت آمدی به مکه ؟ گفت: در معیت مولایم آمدم . گفت الآن خیمه اش کجاست ؟ نشان داد که فلان خیمه . ابوحنیفه آمد مقابل خیمه سلام کرد ، اجازه ی ورود خواست ، آقا امام صادق اجازه نداد . او پشت خیمه ماند ، خودش هم بعد ها نقل میکرد ، طبق نقل خودش که در منابع حدیثی آمده ، چند دقیقه ی بعد از این اجازه ندادن ، جمعی از اهل کوفه آمدند ؛ آنها آمدند سلام کردند و اجازه ی ورود خواستند ، آقا امام صادق به آنها اجازه داد . آنها که داشتند وارد میشدند ، ابوحنیفه هم همراه آنها وارد شد . ابوحنیفه میگوید : نشستم ، گفتم یا بن رسول الله ، محبّان شما ، دوستان شما در کوفه ، صحابه ی پیغمبر را لعن میکنند ، شما دستور میدهند که این کار را نکنند . آقا امام صادق فرمود که : گوش نمیکنند از من .ابوحنیفه خودش میگوید : گفتم که : چه کسی گوش نمیکند از شما؟! شما فرزند پیغمبرید ، همه از شما گوش میکنند.آقا امام صادق فرمود که : اول خودت ؛ شما آمدی اجازه خواستی ، به تو اجازه ندادم ، چرا وارد شدی؟ وارد شدی بدون اجازه ، نشستی بدون اجازه ، شروع به حرف زدن کردی بدون اجازه ؛ آنوقت حالا به من میگویی که من آدم بفرستم کوفه ، به مردم  بگویند که چه کار بکنند یا چه کار نکنند ؟ . شما شنیدم که برای مردم فتوا میدهی ؛ ابوحنیفه گفت : بله . فرمود:شنیدم به قاعده ی غلط قیاس فتوا میدهی ؛ ابوحنیفه گفت بله .حضرت دو مسأله ی قیاسی را مطرح کرد ، او هم ماند و نتوانست . در آخر آقا امام صادق فرمود : شنیدم که به مردم میگویی : این آیه ی قرآن که {{ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ }} ، منظور از نعیم ، خوردنی ها و آشامیدنی هاست . ابوحنیفه گفت : بله خب غیر از این نیست . آقا امام صادق فرمود که اگر کسی شما را دعوت کند ، یک پذیرایی مفصّل هم بکند ، اما بعد فردا پیش این و آن بخواهد منت بگذارد بر شما ، شما درباره ی آن آدم چه قضاوتی میکنید؟خود ابوحنیفه گفت: میگوییم آدم بخیلی است . اگر بخیل نبود ، خودش دعوت کرد و پذیرایی کرد ، دیگر چرا منت بگذارد؟ آدم کریم و بزرگوار ، اگر دعوت کرد ، میهمانی داد ، دیگر منت نمیگذارد . آقا امام صادق فرمود : خدا بندگانش را خلق کرد ؛ اگر بندگان از این مواهب و نعمت هایی که خدا در اختیارشان گذاشت استفاده کنند و بخورند ، باز جا دارد که خدا منت بگذارد و از این نعمت سوال کند ؟ ماند ابوحنیفه ، و نتوانست پاسخ دهد . گفت که : یا بن رسول الله ، پس من نفهمیدم معنای این آیه را . شما بفرمایید من بفهمم . حضرت فرمود : {{ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ }} نعمت بزرگ حجت الهی ، نعمت امامت و نعمت ولایت است.این نعمت است که سوال میشود. در برابر حجت خدا چه کردی؟ تنها به عقل خود متکی شدی یا از حجت الهی بهره گرفتی؟ «« إِنَّ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حُجَّتَيْنِ »»برای خدا بر عهده ی بشر ، دو تا دِین است  در برابر دو تا حجت . حجت اول عقل در وجود انسان . حجت دوم ، بعثت انبیا ، و نازل شدن کتب آسمانی به ویژه خاتم پیغمبران و قرآن محمد«ص» .

    فردا مستحب است به دیدار مومنین رفتن ، به دیدار سادات و علما ؛ به همدیگر که رسیدند مومنین ، مستحب است به زبان بیاورند : «« الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنَ الْمُتَمَسِّكِينَ بِوِلاَيَةِ مولانا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ المعصومین»» . حمد خدا را که ما را از متمسکین به ولایت قرار داد ، اگر پایبندی به ولایت باشد. تنها به غدیر نازیدن کفایت نمیکند ؛ اگر به غدیر زمان ، انسان بپیوندد ، یعنی تمسک به علی زمان داشته باشد ، که نمیشود هیچ عصری و هیچ زمانی از حجت خدا خالی باشد . ما دسترسی به امام معصوم نداریم ، اما فقیه عادل ، نایب امام معصوم است و در جایگاه امامت و نیابت از امام معصوم عمل میکند . اگر دولت و ملت هماهنگ و همدل و همسو و همزمان تبعیت از امامت و ولایت داشته باشند ، خدا میداند که عزت روز افزون میشود و افزایش پیدا میکند .

    در این قسمت پایانی شهریور ماه ، تردد وسائل نقلیه داخل خیابان ها زیاد است ، واقعاً سزاوار است همه سعی کنند رعایت احتیاط را داشته باشند ، تا گرفتار حوادث ناگوار نشویم . خب در جریان خبر یک سانحه ی دلخراش ، اردوی دانش آموزی که از استان هرمزگان به سمت شیراز میرفت در مسیر داراب گرفتار حادثه شد ، جمعی از دانش آموزان ، کشته و جمعی هم مجروح شدند و آسیب دیدند.مشابه این حادثه ی تلخ ، چند سال پیش برای کاروان راهیان نور اتفاق افتاده بود ؛ در آن حادثه ، قلم های آلوده ، شروع کردند به قلم فرسایی کردن و گفتن که : «چه فایده دارد ، چرا راهیان نور ببرند که همچین حادثه ای اتفاق بیافتد و همچین خطر جانی داشته باشد» ؛ گفتند و گفتند . اما الآن این حادثه ی دلخراش که در یک اردو ، آن هم در فصل تعطیلی مدارس شکل گرفت ، آن قلم ها و زبان ها که کاروان راهیان نور مهم و تأثیر گذار را به ناحق محکوم میکردند ،با همه ی تأسف و آزردگی که همه ی ما داریم البته برای این حادثه ی جدید ، الآن ، ولی همه آن بیمار دلها که میخواستند تضعیف ارزش ها را کنند ، ساکت شدند و هیچ نگفتند . در هر صورت این حوادث دلخراش ، چه در راهیان نور باشد ، چه در اردوهای دانش آموزی و دانشجویی ، نباید اتفاق بیافتد و همه باید دست به دست هم بدهند در این مسیر.هم راهنمایی و رانندگی و هم خانواده ها و هم خود رانندگان و خود مسئولینی که میخواهند این اردوها را برگزار کنند ، باید دقت کافی را داشته باشند که شاهد اینگونه حوادث نباشیم .

    امروز جمعه ، هفدهم شهریور ماه است. اتفاقاً از قضا ، آن حادثه ی تلخ هفده شهریور در تهران مثل امسال ، جمعه بود که آن سال ، جمعه ی سیاه لقب گرفته بود. نظام شاهنشاهی به اشاره ی استکبار جهانی ، تصمیم گرفته بود با کشتار سنگین ، مردم را به عقب براند ؛ مردم به خانه ها برگردند ، خیابان ها را ترک کنند . لذا رگبار مسلسل و افتادن آدم ها در میدان ژاله ی تهران در سال 1357 . ولی فردای همان روز ، دیدند تمام خیابان ها پر از آدم شد . واقعاً نقطه ی عطفی شد ؛ متعاقب هفده شهریور ، غلبه ی خون بر شمشیر ، پیروزی حق بر باطل ، آنجا نمایان گشت . آن روز ، آمریکایی های بی حیا از آن کشتار دفاع میکردند .توجیه میکردند . و هم آن روز و هم امروز ، دم از حقوق بشر میزند ، و جایی که منافعشان در خطر است ، هرقدر مزدوران استکبار جنایت کنند ، دَم برنمی آورند . مسلمان های میانمار  ، صدها سال در آن منطقه دارند زندگی میکنند . اما دولت وابسته به استکبار میانمار ، با تحریک بودایی ها ، نسل کشی راه انداختند . خودشان گفتند برای اینکه آمار کشته ها افزایش پیدا نکند ، جمعی از جنازه ها را آتش زدند ، که اگر احیاناً پای صلیب سرخ به آنجاها کشیده شد ، نتواند آمار دقیقی از تلفات را متوجه بشود . واقعاً شبیه بحرین ، شبیه یمن ، بلکه شاید سخت تر از هردوجا . مسلمانند و اهل قبله اند . گرچه شیعه نیستند ؛ اما اهل قبله اند و اهل کتاب آسمانی قرآنند . باید ما ابراز تأثر داشته باشیم . باید ما مظلومیت آنها را فریاد بکنیم . و باید این جنایت را محکوم بکنیم . لذا در خدمت همه ی شما نمازگزاران ، بعد زا پایان نماز ، دقایقی را راهپیمایی خواهیم داشت .

    یکشنبه ، نوزده شهریور ، سالروز وفات مرحوم آیت الله طالقانی است . دوشنبه ولادت باسعادت آقا موسی بن جعفر ، امام کاظم است . چهارشنبه سالروز شهادت میثم تمّار .تمار یعنی خرما فروش ؛ که هم به وقتش میوه میفروخت و هم خرما در طول سال داشت . سبزی هم میفروخت . یعنی یک کاسب بازاری و یک آدم معمولی ، اما ثابت قدم در ایمان  . به دار آویختندش ، ولی عقیده را نتوانستند از او بگیرند . زبانش روی چوبه ی دار سخن میگفت، عبیدالله دستور داد زبانش را هم قطع کنند . زبانش را قطع کردند ، اما پیام و شخصیت و نام او جاودانه ی تاریخ بشریت شد . نثار روحش همه با هم صلوات .

    فردا به خواست خدا مثل سالهای قبل ، مراسمی در همین مکان برگزار خواهد شد . حالا در خیلی از شهرها دیدم اعلام شده ، متقابل عزاداری ، در روز عید غدیر ، راه اندازی کاروان های شادی ؛ یعنی روز عزا ، برای عزاداری اجتماع میکنیم ، حالا روز غدیر ، به شکرانه ی این نعمت بزرگ ، مومنین ، کنار هم ، با دیدار هم ، باهم ، و محل تجمع هم مزار سلاله ی رسول خدا ، امام زاده حمزه ، که در محله ای که بربری محله معروف است . از همانجا هم حرکت به سمت مصلی ، مراسمی خواهد بود ، از ساعت 10 گفتند آنجا محل تجمع باشد . هفته ی گذشته و این هفته هم شهدای منا را داشتیم . (((((((((((((به تبع هرهفته خطبه های نمازجمعه قائم شهر مزیّن به اسامی شهدای شهرستان است که این هفته و هفته ی پیش سالگرد شهادت آنها بوده است که این بار اسامی شهدای منا قرائت شد)))))))))))))))  نثار ارواح این عزیزان ، همه باهم صلوات.

    {{ بسم الله الرحمن الرحیم ؛ والعصر ؛ ان الانسان لفی خسر ؛ الا الذین ءامنوا و عملوا الصالحات ؛ و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر}}

    پایان خطبه دوم//

    متن خطبه های نماز عید سعید قربان 1396/6/10 شهرستان قائم شهر - خطیب : ابوالشهیدین آیت الله معلمی

    hp3k_img_6162.jpg

    خطبه اول:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین الصلوة و السلام علی سیدالنبییین حبیب اله العالمین ابالقاسم المصطفی محمد (ص) و علی عترته و اهل بیته اجمعین. قال الحکیم فی کتابه الکریم بسم الله الرحمن الرحیم «قال یا بنی انی اَری فی المنامه انی اذبحک قال یا ابت افعل ما تأمر ستجدونی ان شاء الله من الصابرین» عید بزرگ قربان، قربانی به درگاه خدا، یعنی گذشتن از بهترین و عزیزترین شیء. حقیقاً امتحان سختی برای ابراهیم بود، اینکه خدای رحمان می‌فرماید ابراهیم را آزمودیم،آنگاه او را امام امت قرار دادیم. «و اذ ابتلا ابراهیم ربّه بکلمات فاتمهنّ » از جمله امتحانات سخت این بود که همسرش هاجر و اولین فرزندش اسماعیل را در یک بیابان بگذارد. از طرف خدا مأموریت پیدا کرده بود که این کار را انجام دهد. اما کارسختی بود. همسر جوانش و پسر بچه دسته گلش را در بیابانی که هیچ آبادی ندارد چگونه می‌تواند انسان دل بکند اما ابراهیم این کار را کرد چون فرمان خدا بود، البته خداوند در نتیجه چه عزت بزرگی به او دا. قبیله جرهم دامدار بودند، ییلاق و قشلاق می‌کردند. از پشت کوههای مکه می‌رفتند. مشاهده کردند که پرندگان به یک سمتی پرواز می‌کنند. دامداران می‌دانستند هر سمتی که پرنده می‌رود آنجا آب و یا غذا هست. مسیر پرندگان را در پیش گرفتند و به مکه رسیدند. دیدند یک زن و یک کودک در این بیابان تنها هستند. ابتدا تعجب کردند و با خود گفتند نکند اجنه باشد و انسان نباشد. پرسیدند جن هستی یا انس؟ گفت هاجر هستم همسر ابراهیم خلیل. خلیل خدا یعنی دوست خدا. آنها دیدند که آنجا چشمه آب جریان دارد، زمزم پیدا شد، موقعی که ابراهیم هاجر و اسماعیل را تنها می‌گذاشت یک کوزه‌ی آب کنارشان گذاشته بود، از چشمه خبری نبود، هاجر در طلب آب از صفا به مروه و از مروه به صفا می‌رفت. در لحظه ای که نگران کودکش بود و به او نگاه کرد، دید از زیر پای اسماعیل چشمه جوشید، از دور صدا زد زمزم زمزم، آهسته آهسته مبادا بچه ام را با خودت ببری. قبیله جرهم وقتی چشمه آب را دیدند گفتند اجازه میدهی ما دامها را بیاوریم تا ازین آب استفاده کنند؟ گفت باید همسرم بیاید و اجازه بدهد. ابراهیم آمد و اجازه داد. بعد مأموریت پیدا کرد خانه خدا را بسازد. بعد از آنکه اسماعیل رشد کرد و نوجوان شد. «قال یا بنی انی اَری فی المنامه انی اذبحک » گفت پسرم من مأموریت پیدا کردم تو را سر ببرم و قربانی کنم. الله اکبر.پدر بچه را سر ببرد؟ «فانظر ما ذا تری» بنگر. شما خودت چه تصمیمی داری؟چگونه قضاوت می‌کنی؟ « قال یا ابت افعل ما تأمر » پدر معتل نکن. اگر امر الهی دتاری اجرا کن. «ستجدونی ان شاء الله من الصابرین» من امید دارم که مرا از صابرین بیابی. «فلما اسلما» هر دو تسلیم فرمان خدا شدند. «و تلهوا بالجبین» بچه را خواباند و روی خاک گذاشت. «و نادیناه ان یا ابراهیم» آماده‌ی ذبح شده بود که خطاب آمد ای ابراهیم دست نگهدار «قد صدقت الرؤیا» آن مأموریتت را انجام دادی . تصدیق گرفتی. «انا کذلک نجزی المحسنین» اینگونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم. خدای رحمان نمیخواست او اسماعیل راسر ببرد. میخواست ببیند فداکاری او تا کجاست؟ آیا آماده هست برای این دستور یا نه؟ ابراهیم آمادگی خود را بدون تردید و ترس و وحشت و با حال آرامش به نمایش گذاشت. «انه هذا لهو البلاغ المبین و فدیناه بذبحٍ عظیم»  در عوض قربانی اسماعیل ذبح عظیم دادیم. جبریل قوچ آورد. قوچ کجا و اسماعیل کجا؟ این ذبح عظیم چیست؟ وقتی که جبرئیل آمد و قوچ آورد ابراهیم دست بردار از ادامه کار ابراهیم گفت ای کاش قوچ نمی‌آمد و جبرئیل فرمان جدید نمی‌آورد و من امر خدا را اجرا می‌کردم و در مسیر اطاعت فرمان خدا بیشتر می‌سوختم. الله اکبر. فهم و درک را بنگر. در مسیر انجام فرمان خدا من می‌سوختم و می‌ساختم، قلبم در راه اطاعت فرمان خدا بیشتر به درد می‌آمد. همچین آرزویی کرد. خطاب آمد: ابراهیم! در میان بندگان من چه کسی را بیشتر دوست داری؟ ابراهیم قبلاً از جبرئیل ظهور پیغمبر خاتم که نامش محمد(ص) است را شنیده بود و از جبرئیل اوصافش را شنیده بود گفت صاحب آن نام، خاتم پیغمبران را از همه بیشتر دوست می‌دارم. بعد سوال شد او را بیشتر دوست داری یا خودت را؟ گفت او را بیشتر از خودم دوست می‌دارم. فرزند او را بیشتر دوست داری یا فرزند خودت را؟ گفت فرزند او را بیشتر دوست می‌دارم. گفت: حالا می‌خواستی دلت بسوزد و در راه اطاعت فرمان خدا دلت بیشتر به درد بیاید به تو بگوییم که فرزندش حسین را در صحرای کربلا سر می‌برند. «و فدیناه بذبحٍ عظیم».

    پروردگارا از بندگان  امتحان می‌گیری، به بزرگوار و کرم و رحمانیت و رحیمیتت امتحان مارا آسان بگیر. اگر امتحان سخت باشد کار مشکل می‌شود. ما ابراهیم و اسماعیل نیستیم اما آناه را دوست داریم. ما حسین ابن علی نیستیم اما او را دوست داریم.

    پروردگارا ما را از شفاعت آنها محرم نگردان.

    ما را در مسیر عبودیت و بندگی و تقوا یاریمان بگردان.

     

    {{بسم الله الرحمن الرحین قل هو الله احد الله الصمدلم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً احد صدق الله العلی العظیم}}

    پایان خطبه اول//

    __________________

    __________________

     

    خطبه دوم:

    اللهم صلّ علی محمد و آل محمد ؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ  الصّلاة والسلام علی سیّد النّبیین حبیب إله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد و علَی علیٍّ امیر المومنین و علی الصّدیقةِ الطّاهره سیّدةِ نساء العالمین و علی الحسن والحسین سیّدَی الشباب أهل الجنةِ أجمعین و علی  علی ِ بنِ الحسین و محمدِ بن علی و جعفرِ بن محمد و موسیَ بن جعفر و علیِ بن موسی و محمدِ بن علی و علیِ بن محمد و الحسنِ بن علی و الحجة القائم اَلمنتظَر . اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةِ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَدَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَویلَا.

    صلوات...

    اوصیکم عِباد الله و نفسی بتقوالله ؛برادران و خواهران ، توجه به خدا ؛ پرهیز از نافرمانی خدا ؛ پرهیز از معصیت و گناه ؛ انجام واجبات ؛ مایه ی عزت است برای انسان . {{ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلي تِجارَةٍ تُنْجيکُمْ مِنْ عَذابٍ أَليم ، تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ}} ایمان به خدا ، ایمان به پیغمبر ؛ جهاد در راه خدا ؛ عناوین ارزشی و ارزشمند است . أللّهُمَّ انصُرِ الإسلَامَ وَ المسلمین ؛ أللّهُمَّ انصُر جُیُوشَ المُسلِمِینَ. و مرابطیهم . آقا امام زین العابدین سلام الله علیه در صحیفه ی سجادیه ، دعای بیست و هفتم ؛ فرازهای متعددی درباره ی مرزداران بیان فرمودند . مومنین ، دوستان ؛ ما الآن در داخل کشور ، ناامنی نداریم ؛ اما این امنیت به چه قیمتی است ، واقعاً گاهی شنیدن کی بود مانند دیدن . من چند روز قبل ، توفیق پیدا کرده بودم رفته بودم قسمت نوار مرزی ، آذربایجان غربی ؛ نقطه ی صفر مرزی ایران و ترکیه . هفتاد کیلومتر نوار مرز در اختیار فرزندان رشید لشگر 25 کربلای مازندران است . بچه های سپاه . 70 کیلومتر. مرز ، حفاظ ندارد ، سیم خاردار و دیوار ندارد .آزاد است . در یک قسمتی هم یک رودخانه ای که کوچک است  عرضش شاید به چهار تا شش متر حداکثر به ده متر نمیرسد . و از سمت ترکیه رها است . خب مناطق کوهستانی و روستاهای کوچک و دورافتاده ، ولی استکبار جهانی برای ترکیه انگیزه ندارد که ایجاد ناامنی بکند ؛ حالا خود ترکیه ، اهل ترکیه ، یک جمعیت معارضی دارند به نام اسم مخففش pkk ؛ ولی عوامل استکبار ، از داعشی ها و سایر گروه های نفاق و منافقین ، تلاش دارند ورود پیدا کنند به مرزهای مهوری اسلامی ؛ اما فرزندان رشید این منطقه ، شب و روز ایستاده اند . ببینید ، اشرار دزدکی می آیند ، خبر که نمیکنند کی میخواهیم بیاییم . آنها ممکن است یک ماه بخوابند ، استراحت بکنند ، برنامه میریزند و تصمیم میگیرند و یک وقتی که  بچه های ما خبر ندارند حمله کنند . پس بنابراین ، ناچارند همیشه آماده باش عمل کنند . گاهی برای نیروهای مسلح ، در یک شرایط استثنایی آماده باش میزنند ؛ اما آنهایی که در نوار مرزی اند همیشه در حال آماده باش باید باشند . مخصوصاً در فصل زمستان ، سرمای آنجا بسیار شدید است و برف زیاد است ، تردد زمینی امکان ندارد ، به وسیله ی هلیکوپتر نیرو جابجا میشود ، عوض میشود. همین الان ، در ارتفاع 3300 متری ، ما رفتیم آنجا مقر بوده . این سمت مقر ما و آن سمت مقر دولت ترکیه که پاسگاه دارد ، ولی مأمورین آنها از داخل پاسگاه خودشان بیرون نمی آیند و کاری به بیرون ندارند . این سمت است که باید مراقب باشند ، البته ما 32 مقر را حضور پیدا کردیم . چون خیلی کم و به ندرت افراد میروند آنجا ، مگر غیر از خود برادران سپاهی ، لذا بچه ها خیلی خوشحال شده بودند ، خدا میداند ما از خوشحالی آنها چقدر خوشحال شدیم . آنقدر آفتاب در روز سوزان است و سرما در شب آزار دهنده است ، که بچه ها رنگ چهره شان سیاه شده بود . بعضی ها را که خوب میشناختیم اینجا ، آنجا ابتداءً نشناختم ، میگفتند حاج آقا من فلانی ام ، بعد میفهمیدیم که آری ، فلانی است . خدایا ، مرزداران ما را در کَنَف حمایت خود محفوظ بدار ؛ مقام معظم رهبری هم نسبت به مرزداران ، اخیراً تفقّد بسیار جدی در شأن امامت و ولایت از ایشان فرموده بودند .

    انقلاب در پدید آمدن فداکاری داشت ، در تداوم و نگاه داری ، اگر فداکاری بیشتر از اصل انقلاب نخواهد ، قطعاً کمتر نیست . اگر فداکاری نباشد ، نمیگذارند اسلام در اقتدار قدرت بماند . اسلامی که تمام قدرت های استکباری در جنگ پشت صدام ایستاده بودند ، همین الآن داعشی های پلید را همه ی قدرت های استکباری کمک کردند ؛ اما به فضل الهی ، اراده ی ایمانی رزمندگان ، چه در سوریه ، چه در عراق ، حزب الله لبنان ، عزیزانی که از جمهوری اسلامی ایران رفتند ، عزم و ایمانشان ، استقامتشان ، خَم به ابرو نیاوردنشان ، بحمد الله امروزه دارد شرّ داعش را از سوریه و عراق کوتاه میکند و ریشه کن میکند. بعضی ها تازه به دوران رسیده که اوایل انقلاب را ندیدند و آن استقامت ها را ندیدند ، این روز ها در رسانه ها حرف هایی مطرح میکنند مبنی بر اینکه ما تندروی کردیم . حتی بعضی از آقازاده ها هم متأسفانه ، بعضی از فرزندان شهدا هم حتّی به تَبَع آنها . همین دیروز دیدم در روزنامه ، فرزند شهید بزرگوار مطهری ، بچه اش می آید میگوید که« ما نسبت به جمعیت نهضت آزادی بدرفتاری کردیم ! . » نهضت آزادی که صریحاً اعتقاد داشتند باید برای اداره ی حکومت روحانیت دخالت نکند ؛ امام اینها را نفی کرد و محکوم کرد ؛ خود شهید مطهری سخت حساس بود . درود خدا بر او باد ؛ نسبت به جریان نهضت آزادی ، حساسیت خاصی داشت شهید مطهری ؛ اما حالا بچه هایی که جنگ را ندیدند اصلاً ، یا سن و سالی هم داشتند ، ولی حضور پیدا نکرده بودند ، راحت زندگی کردند ، الآنه لب باز میکنند ، حرف های دشمن شاد کن میزنند .

    اینجا من هفته ی قبل داشتم مختصری تشکر میکردم از زحمات شهردار گذشته . بعضی ها در فضای مجازی منتشر کردند که آقا ما فرزند شهید را آوردیم جای ایشان ، توقع داشتیم که امام جمعه استقبال کند . مومنین ، خوب دقت کنید ، اگر فرزند شهید را به عنوان شهردار پیشنهاد میکردند ، از ما حمایت ندیده بودند گله کنند . اما استفاده ی ابزاری از فرزند شهید ، از عنوان شهید ، بسیار زشت است . استفاده ی ابزاری ،دون شأن شهید و فرزند شهید است . یعنی چه استفاده ی ابزاری ؟ اگر واقعاً قبول داری ، پیشنهاد کن به عنوان شهردار . شما الآن فرزند شهید و عنوان شهید را سپر بلا قرار میدهی ، برای اینکه مثلاً فردا یا خودت یا فرد مورد نظر خودت را جایگزین بکنی ؟! ؛ مقام معظم رهبری ، نسبت به دولت ها ، با آنکه گِله هم داشت ، حرف هم داشت ، اما حمایت و تشکر میکرد ؛ اگر حمایت و تشکر نمیکرد ، کارها یا پیش نمیرفت یا بسیار به کندی پیش میرفت . باید خدمات مسئولین شهر را آدم میبیند تشکر بکند . این تشکر وظیفه ی اخلاقی و عقلی و شرعی است . خب حالا گفتند که نساجی شماره ی یک ، کارگران یک سال است حقوق نگرفتند . خب اگر واقعاً راست است این حرف ، پس چه هنری داشت شهردار قبلی که آرام نگه داشته بود ، یک سال حقوق نگرفتند و صدایشان در نیامده بود . حد اقل هیچ کسی پیش من نیامدند از حقوق نگرفتن شکایت بکنند . اما دوسه نفر آمده بودند شکایت میکردند که شهردار با ما بد برخورد میکند . پرسیدیم چرا اینها آمدند و چرا گله دارند و چرا با اینها بد برخورد کردی؟ ؛ شهردار گفت که آقا اینجا کارخانه است، باید کارکنند ، اینها میگویند ما بگردیم و فقط نظارت کنیم . من اینجور آدم نمیخواهم ، میخواهم کار کنند اینجا ، امتیاز نظارتشان را هم پرداخت میکنیم.  خب ببینید ، پول نداشت ، کارخانه ورشکسته بود ، واقعاً ما تعجب کرده بودیم که چگونه جرئت کرد این آدم بیاید کارخانه را خریداری بکند به نام شهر بماند ؟ . برای اینکه چیزی نداشت و با دست خالی اقدام کرد . ولی تا این لحظه این هنر را داشت ، سر و صدا آنجا در نیامده بود . داشت اداره میشد و پیش میرفت . الآن هم شما به خواست خدا بهتر اداره کنید ، ما شما را هم دعا میکنیم ، شما را هم تشویق میکنیم . بنده ی طلبه در قائم شهر، فامیل ندارم ، با هیچکسی هم دلبستگی هم ندارم ، هرکسی درست عمل کند ، مخلص و دعاگویش هم هستیم ، اما اگر نه ، بخواهند دنبال اهداف شخصی خود و دنبال اهداف سیاسی و جریانی باشند ، منافع مردم را آدم ببیند که در خطر است، ناچار است که حرف بزند . الآن واقعاً آن قصه ی پل میدان جانبازان ؛ خب یک تصمیم فردی مال شهردار صِرف نبود که . تصمیم مال شورای ترافیک ، و کمیته ی فنی در استانداری ، در اداره ی کل راه و ترابری ، و صرفاً اجرایش را شهردار داشت اجرا میکرد . خب این الآن به این سبک بماند ، واقعاً مشکل هم برای اهالی است و هم برای رهگذران ؛ باید به سرعت تمام بشود  . آنوقت الآن بگوییم که آنجا مردم خوشحال شدند که متوقف شده ؛ متوقف بشود ، خسارت بیشتر است برای آن اهالی . آیا کسی هم تصور میکند که باید آن پل خراب بشود؟ واقعاً آدم تعجب میکند ، چگونه میخواهند شنونده را غافل کنند و تحمیلی بباورانند حرفهای خودشان را به شنونده . خود آن روز ، آقای فرماندار ایستاد کلنگ زنی این پروژه ، گفته بود که این تصمیم نظام است . یعنی تصمیم فردی نیست . مجموعه ی مدیران ، مجموعه ی دست اندرکاران تصمیم گرفتند برای این پل  مشابه این پل در بابل میدان کشوری  و در ساری در میدان خزر هست ؛حالا اگر اینجا شده نه ، نباید بشود؟ اگر دونفر ، چهار نفر اصرار داشتند که نباید بشود ، حتماً میدان باشد، منافع  دونفر چهار را نباید مقدم داشت بر منافع عمومی . خب اگر این پل هرچه زودتر به ثمر برسد ، تردد آسان میشود ، برای خود اهالی هم رفع مشکل میشود . ولی ادامه ی این وضع به مصلحت نیست . الآن هم به عزیزان منتخبین شورای شهر ، که منتخب مردمند و مورد احترام ما هستند ، مردم رأی دادند ، از ایشان خواهش میکنیم که سرعت ببخشند در تصمیم گیری ؛ اگر این برادر عزیز ، جناب مهندس خنکدار ،فرزند سردار شهید خنکدار را مناسب میدانند ابلاغ بدهند و پیشنهاد کنند برای ابلاغ که شهردار باشد . سرپرستی ، موجب تضعیف تشکیلات است . و اگر میخواهند دیگری در این مسند باشد ، باز هم معرفی بکنند و معطل نکنند ، فشلی بیشتر ادامه پیدا نکند در جریان امور داخل شهر .

    پروردگارا ، همه ی ما را از وساوس نفسانی و شرور ابلیسی مصون و محفوظ بدار . پروردگارا ، مقام معظم رهبری را طول عمر و دوام صحت به کَرَمت عطا بفرما .

    {{بسم الله الرحمن الرحیم ؛ والعصر ؛ ان الانسان لفی خسر ؛ الا الذین ءامنوا و عملوا الصالحات ؛ و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر}}

    پایان خطبه دوم//

    متن خطبه های نمازجمعه 27/5/1396 شهرستان قائم شهر - خطیب : ابوالشهیدین آیت الله معلمی

    5kv8_img_2560.jpg

     

    خطبه دوم:


    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ  الصّلاة والسلام علی سیّد النّبیین حبیب إله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد و علَی علیٍّ امیر المومنین و علی الصّدیقةِ الطّاهره سیّدةِ نساء العالمین و علی الحسن والحسین سیّدَی الشباب أهل الجنةِ أجمعین و علی  علی ِ بنِ الحسین و محمدِ بن علی و جعفرِ بن محمد و موسیَ بن جعفر و علیِ بن موسی و محمدِ بن علی و علیِ بن محمد و الحسنِ بن علی و الحجة القائم اَلمنتظَر . اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةِ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَدَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَویلَا.

    صلوات...

    بار دیگر خودم و همه ی شما برادران و خواهران نمازگزار را به تقوای الهی تأکید دارم . تقوا بهترین ذخیره از عمر ؛ از فرصت ؛ از امکاناتی که انسان در اختیار دارد ولی هیمشه برای انسان نمی ماند . همانگونه ای که عمر و سلامتی و امکانات نمی ماند .همه در معرض تلفند . عاقل آن است که از فرصت موجود بهره بگیرد . « ما فاتَ مَضی وَ ما سیأتیكَ فَاَیْنَ؟ قُمْ فَاغْتَنِم الفُرصَةَ بَینَ العَدَمَین» . الآن که میتوانی به یاد خدا برخیز . به یاد خدا عمل کن ، به یاد خدا ترک گناه و به یاد خدا انجام واجبات ، مصداق برجسته ی تقوا است .خدای رحمان همه ی ما را یاری بفرماید ان شاءلله.

    تشکر میکنم از برادر آزاده ، آقا مفید اسماعیلی ، که قبل از خطبه ها بیاناتی داشتند ؛استفاده شده است .و همچنین از برادر عزیز مداح ، آقای رامشگر ؛

    میبینید این ایام ، فضای جامعه در سرتاسر کشور ، یک تأثّری پیدا کرد . هم تأسف و تأثر ، هم توأم با احساس غیرت و غرور . استقامت ؛ حقیقتاً با این جنایتی که داعشی های خبیث انجام دادند ، ماهیت خودشان را روشن ساختند ، و ماهیت ما شیعیان را هم معرفی کردند . فقط در تاریخ میخواندیم و میگفتیم و میگریستیم که آقا اباعبدالله الحسین را تشنه سر بریدند . و البته این نکته هم در تاریخ بود که هرقدر روز عاشورا به زمان شهادت اباعبدالله نزدیک تر میشد ، چهره ی اباعبدالله مصمّم تر ... ؛ یعنی دشمن می خواست بترساند ، دشمن می خواست او تسلیم شود . دشمن می خواست او ذلیلانه در برابر دشمن ظاهر بشود ، ولی آقا اباعبدالله ، سرو بلندقامت استقامت ، کوه پایداری در تاریخ بشریت ماندگار شد . این شهید مظلوم ، شهید حاج محسن حُججی ؛ با آنکه بیست و پنج سالش است . سن بیست و پنج سال ، یعنی او دوران دفاع نبود . پایان دفاع به دنیا آمده بود . او امام راحل را درک نکرده  بود ؛ اما واقعاً چه وصیت نامه ی سنگین ، متین ، در وصیت نامه گویا الهام الهی پیدا کرده بود ، لحظه ی شهادتش را گویا در وصیت نامه می دید ، و صحنه را ترسیم کرده بود ، اینها انتشار پیدا کرد . در بخشی از وصیت نامه ی خودش به فرزند خردسال شیرخور خودش خطاب میکند :علی ، جانِ بابا ، من از تو و مادرت دل کندم تا بتوانم ، نوکری حضرت زینب را بنمایم.میگوید: پسرم ، سعی کن جوری زندگی کنی که خدا عاشقت شود .به همسرش خطاب میکند : پسرم را جوری تربیت کن تا سرباز امام زمان شود . حالا همسرش ، خانمش ، او در همین بعد از رسیدن خبر شهادت ، یک بیانیه ای منتشر میکند ، میگوید: محسن سرش رفت تا روسری نرود . اُف بر زنان و مردان بی اعتقاد به حجاب . مردان بی غیرتی که اجازه میدهند زنانشان با بدحجابی و بی حجابی در جامعه ظاهر بشوند . حجاب اصل دین است و اصل قرآن است ؛ یعنی از اصول قرآنی است . اینجور نیست که حجاب را ما بگوییم سنی ها نگویند و یا سنی ها بگویند ، ما نگوییم . حجاب هم در مذهب شیعه ، و هم در مذهب سنی .چرا ؟ چون ریشه ی قرآنی دارد . همسرش میگوید: محسن سرش رفت تا روسری نرود . دشمن منتظر یک نشانه از ماست که شاد شود . یعنی ذلت در ما ببیند ؛ من دلم نمیخواهد دشمن اشک مرا ببیند . اگر اشکی بریزم برای حضرت زینب است . من یک داغ دیدم ، اما امان از دل زینب .شاعر جوان یک شعر بسیار زیبایی سروده . چون این شهید را آنچه که واقعاً به او عظمت داد این است که اسیر شده ؛ همه ی ادیان و مذاهب و کشور ها ، اسیر را گرفتند ، خب نگه میدارند تا از آن دولت یک امتیازی بگیرند ، اسیر را سپس مثلاً آزاد کنند ؛ اسیر را کشتن ، آن هم چگونه؟ دست بسته ، سر از تن جدا بکنند . حالا مهم این است که حُججی را جلّاد خنجر برداشته ، او را دارد می برد به سمت قتلگاه ، این آقا محسن حُججی  چهره ی مصمّم ؛ اصلاً دلهره ، اضطراب و وحشت در چهره ی او نمیبینید . عکس را اگر دقت کنید چهره ای مصمم را نظاره میکنید . یعنی اعتقاد دارد : {{ وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا}} راست است و باورش آمده . واقعاً گویا آینده ی بعد از سر بریده شدن را می دید ؛ لذا این شاعر ، سر را نوازش میدهد ، میگوید:

    به نام نامیِ سَر ، باسمه تعالی سَر                    بلندمرتبه پیکر ، بلندبالا سَر

    فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد

    خطاب به خدا ، خدا ، خاک معمولی داری ، خاک اعلا هم داری . آن خاک اعلا ، تربتِ کربلای اباعبدالله الحسین است .

    فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد               که بنده ی تو نخواهد گذاشت هرجا سَر

    اگر کسی بنده ی خداست در برابر قدرت های استکباری سر فرود نمی آورد .هرکجا سر نمیگذارد ؛ سر را پای دین ، پای قرآن ؛ پای ارزش های مکتب اهل بیت میگذارد .

    قسم به معنیِ لاِمکن الفرار از عشق

    اگر کسی عاشق باشد ، فرار ندارد ، عبارت عربی اش (لا یُمکن الفرار) است .

    قسم به معنیِ لایُمکِن الفرار از عشق                  که پُر شده است جهان از حسین ، سرتاسَر

    حسین رهرو دارد ، هنوز هم تنها نمانده است ، هنوز هم یار دارد ، که حسین وار جان میدهد ، درحالی که دشمن، او را سر از تن جدا میسازد .

    نگاه کن به زمین ، ما رَأیتُ إلّا تَن

    میگوید اگر زمین را نگاه میکردی تَن مانده بود . سَر را برداشتند.

    نگاه کن به زمین ، ما رَأیتُ إلّا تَن            به آسمان بنگر ، ما رَأیتُ إلّا سَر

    سری که گفت من از اشتیاق بر زیرم               به سرسرای خداوند میروم با سَر

    برای لقاء خدا میگوید من با سر میروم.سر میدهم و به لقای خدا میرسم . ببینید ، دشمن ما ماهیتش این است . این دشمن را چه کسی پرورش داد ؟ چه کسی حمایتش کرد؟ ببینید ، هروقتی داعشی ها در سوریه،در محاصره قرار گرفتند ، یا در عراق در محاصره ی نیروهای شعبی قرار گرفتند ، آمریکایی ها آمدند از بالا ، نیروهای عراقی و نیروهای سوری را بمباران کردند . که اینها نجات پیدا کنند . خب اینها را دیگر همه ی عالم و آدم در جریان است . یعنی آمریکایی ها اینها را ساختند ، میخواهند اینها را کنترل شده در اختیار خود داشته باشند . ببینید ، خطبه های نماز ، هم تقوا ، هم مسائل جاری جامعه ، داخل و خارج ، تبیین مواضع رهبری است .این از موازین حتمی است . این از وظیفه ای است که لازم و واجب است . مقام معظم رهبری فرموده بود : امام راحل ، سی سال قبل ،  آمریکا را غیر قابل اعتماد دانست و امروز اروپا به همین نتیجه رسیده است . حقیقتاً آمریکایی ها قابل اعتماد نیستند . ما در یک مقطعی وادادگی پیدا کرده بودیم . خودباختگی پیدا کرده بودیم ، خیال میکردیم اگر ما جلو برویم ، سر فرود بیاوریم ، آنها به ما رحم میکنند . اما موضع امام ، یک موضع آدم معمولی نبود. بینی و بین الله ، امام ، انسان استثنایی بود . المؤمن ینظر بنورالله . و خدا را شاکریم تا به امروز ، مقام معظم رهبری بر مواضع امام پافشاری دارد . مقام معظم رهبری میفرمایند: برخی عقلانیت را در این میبینند که ایستادگی در برابر قدرت ها هزینه دارد .بعضی ها میگویند ما با اعتدال و عقلانیت رفتار کنیم ، اگر بخواهیم انقلابی عمل کنیم باید هزینه بپردازیم . مقام معظم رهبری فرمود : بلی ، هزینه دارد ، اما سازش هم هزینه دارد .هزینه ی سازش را چرا فکر نمیکنید . تا کجا باید کوتاه بیایی در برابر دشمن ؟ . عقلانیت ، تکیه بر مردم است ، و توکل بر خدا . عقل حکم میکند به ملت خود متکی باش ، تشریفات را رها کن و هزینه های زائد را کنار بگذار ، سعی کن معیشت مردم رو به راه بشود ؛ این ملت با تو خواهند بود ، اگر آمریکا و همه ی اروپا مقابلت بایستند ، تو خدا داری ، خدا قوی است و خدا قهّار است و عزیز است و مقتدر است . مقام معظم رهبری میفرمود: «امام خمینی«ره» میراث فرهنگی نیست» ؛ یعنی چه؟ میراث فرهنگی چه را میگویند؟ متاع ارزشی ، اما باید آنجا باشد ، ما برویم تماشا بکنیم ؛ متاع قیمتی ، فقط برای دیدن و تماشا . این میشود میراث فرهنگی دیگر. مقام معظم رهبری فرمود: امام میراث فرهنگ نیست که فقط تماشا کنیم ، قبر او را ، بارگاه او را ، کتاب او را تماشا بکنیم ؛ امام همچنان زنده و پیشوای ماست . وصیت نامه اش را بخوانید ؛ مواضع امام را در صحیفه ی نور ، که همه ی سخنان امام را دارد ، و همه ی پیام ها و همه ی بیانیه ها و اطلاعیه های امام را دارد ، اینها سرمشق است برای ما . مقام معظم رهبری فرمود : رئیس جمهور آمریکا در کنار تروریست ها ، همین داعشی ها ، و قاتلان مردم یمن می ایستد ، یعنی از آنها دارد حمایت میکند ، و دم از حقوق بشر هم میزند ؛ چقدر سعودی ها سه سال آزگار بر سر مردم بی دفاع و بی پناه یمن آتش ریختند . اگر این آتش ها همه را بر سر نیروهای مسلّح یمن فقط ریخته بودند ، دیگر نیروی مسلّحی باقی نمیماند . خود این ادامه ی کار پیداست که از مردم بی دفاع ینها قربانی گرفتند . در ادامه مقام معظم رهبری فرمود: پس از رحلت امام ، عده ای امیدوار شدند راه ایشان را منحرف کنند و انقلاب را به شکست بکشانند ، اما نتوانستند ، ؛ ببینید ، مقام معظم رهبری  نمی فرماید من نگذاشتم ، بلکه می فرماید: زیرا جاذبه های امام و روح آن بزرگوار ، هنوز برای ملت ما زنده و راهگشاست.در تحقق برخی شعارها ، نظیر عدالت اجتماعی و برخی مبانی اسلامی عقب ماندگی داریم . توزیع ثروت ، عادلانه اگر باشد ، دیگر فیش های نجومی پیدا نیمشود . رانت خواری ها خبرش نمیرسد . دیگر وابستگان به بعضی از مسئولین به دادگاه احضار نمیشوند که بهانه بیاورند مریضیم و از بیمارستان سر در بیاورند . مقام معظم رهبری فرمود: «مسئولان باید از قدرت بسیج انقلاب ، برای تحقق اهداف و آرمان ها استفاده بکنند .» ؛ حالا بحث رأی اعتماد مجلس به وزرا مطرح است . خب نوع این کابینه ، افراد قدیمی هستند عمدتاً در وزارت خانه های مؤثّر و کارساز.اوّلاً واقعاً به نظر میرسد که نیاز به اینهمه معطل کردن نبود در مجلس ، به جهت خاطر این که مجلس ، هر ساعت ، چند ده میلیارد تومان هزینه دارد . یعنی اگر هزینه ی مجلس را تقسیم کنند به ساعات کار ، آنوقت میفهمند . خب این وزرا در طول چهار سال ، دیگر الآن بیایند حرف بزنند ، حرف فایده ندارد ؛ عمل کردند چهار سال ، نمایندگان اگر میخواهند به همان سابقه رأی بدهند ، میتوانند رأی بدهند . وگرنه الآن چهار روز ، شش روز ، ده روز هم صحبت کنند ، همان آدمند دیگر . آدم که عوض نمیشود . منتها در صحبت کردن ، یک حرف ها و ادعاهایی مطرح میشود،  ولی بهترین سند برای عمل ، همان عملکرد سابقه هست. در هر صورت ، مقام معظم رهبری ، مطالبه ای داشت ؛ مقام معظم رهبری فرمود: معیشت مردم را باید در این چهار سال به یک نقطه ی قابل قبولی برسانید ، یعنی دولتی که تعیین میشود ، هیئت دولت ، وزرایی که انتخاب میشوند ، باید این توان کاری را داشته باشند ، معیشت مردم را در این چهار سال به یک نقطه ی مطلوب برسانند ؛حالا ما هم امیدواریم که خدای رحمان موفقشان بدارد . خدا میداند خوشحال میشویم از توفیقات دولت خبر برسد . اما اگر نه ، حرف باشد ، در عمل ضعف باشد ، در برابر این فداکاری ها و از جان گذشتگی ها . اگر این مقاومت نبود ؛ اگر مدافعان حرم به سوریه نرفته بودند ، داعشی ها داخل کشور به سراغ مسئولین ما می آمدند . دیگر الآن فرصتی برای مسئولین نبود که در این جایگاه بمانند  . گاهی آدم مثل همانی که سعدی حکیم گفته بود: یکی بر سرِ شاخ و بُن می برید ، یکی بر سر شاخه نشسته ، حالا بُنِ شاخه را دارد قطع میکند . بر علیه نیروهای مسلّح حرف زدن ، بر علیه سپاه و بسیج حرف زدن ، بر علیه فعالیت های موشکی حرف زدن ، اینها مصداق یکی بر سرِ شاخ و بُن میبرید است . ای کاش همین الآن هم به هوش بیایند ، سر عقل بیایند ، بدانند که راه صحیح زندگی ، راه استقامت و پایداری است . راه کنار گذاشتن تشریفات زائد ، هزینه های زائد را کنار گذاشتن ، اعتبارات عمرانی جامعه را افزایش دادن است .

    مناسبت هایی که این ایام دارد ، امروز را عرض کردم که دحو الأرض بود ، بگذرم . فردا ، 28 مرداد ، سالروز کودتای انگلیسی –آمریکایی در سال 1332 است . یعنی در دولت مصدق ، حالا دولت صددرصد ملی هم نبود ، اما واقعاً مورد حمایت ملت قرار گرفته بود . و ملی شدن صنعت نفت ، سبب شد که یک وجهه ای پیدا بکند دولت مصدق.  همین اندازه را طاقت نیاوردند . شاه عصبانی شد قهر کرد رفت . بلافاصله عوامل انگلیس و آمریکا با استفاده از خودفروخته های داخل ایران ، کودتایی را به پا کردند ، برای ساقط کردن دولت ملی مصدق . و او را در خانه حبس کردند و شاه را مجدداً برگرداندند . در سال 1332 . دوشنبه روز بزرگداشت علّامه مجلسی که خدمت بسیار بزرگی کرد به عالم تشیّع در جمع آوری آثار امامان معصوم . همچنین سالروز آتش سوزی مسجد الأقصی در سال 1969 ، یعنی 48 سال قبل ، که اسرائیلی های پلید برای تصرف مسجدالأقصی بخشی و قسمتی از این مسجد را به آتش کشیده بودند . به این مناسبت روز جهانی مسجد این روز اعلام شده . سه شنبه آخر ماه ذی القعده ، سالروز شهادت امام محمد تقی بر حسب نقلی است . چهارشنبه اول ذی الحجّه ، سالروز ازدواج فرخنده ی امیرالمومنین با صدیقه ی اطهر فاطمه ی زهرا سلام الله علیهاو همچنین روز بزرگداشت ابن سینا و روز پزشک است . امیدورایم که خدای رحمان ، عزت ملت بزرگ ایران را در سایه ی امامت و ولایت مستدام بدارد . شرّ اشرار و اجانب را به خودشان برگرداند .

    (((((((((((به تبع هرهفته خطبه های نمازجمعه قائم شهر مزیّن به اسامی شهدایی است که این هفته و هفته ی پیش سالگرد شهادت آنها بوده است)))))))))))))))  نثار ارواح این عزیزان ، همه با هم صلواتی هدیه بفرمایید.

    {{بسم الله الرحمن الرحیم ؛ والعصر ؛ ان الانسان لفی خسر ؛ الا الذین ءامنوا و عملوا الصالحات ؛ و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر}}

    پایان خطبه دوم//

    متن خطبه های نمازجمعه 1396/6/3 شهرستان قائم شهر - خطیب : ابوالشهیدین آیت الله معلمی

    13hz_img_2520.jpg

    خطبه اول:

    دانلود فایل با لینک مستقیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته،اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم حسبنالله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر الحمد لله رب العالمین الصلوة و السلام علی سیدالنبیّین حبیب اله العالمین ابالقاسم المصطفی محمد(ص) و علی عترته و اهل بیته اجمعین. قال الحکیم فی کتابه الکریم بسم الله الرحمن الرحیم «لقد ارسلنا رسلنا بالبیّنات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس و لیعلمن الله من ینصره و رسله بالغیب ان الله  قویٌ عزیز» امیدوارم خدای رحمان قدرت فهم و درک آیات نورانی خود را به همه ما مرحمت بفرماید و در مقام عمل همه ما را به پایبندی به موازین دین و معیارهای تقوا و پرهیزگاری موفق بدارد. خدای رحمان ما را در این مظنه استجابت دعا مشمول رحمت و رضوان و مغفرت بی پایان خود قرار بدهد. گذشتگانمان را غریق رحمت بفرماید. بیماران را شفا مرحمت بفرماید. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

    (صلوات)

    انبیاء و پیامبران از پیش خود نیامدند. «لقد ارسلنا» تأکید جدی است که ما فرستادیم. خدای رحمان انبیاء را مأموریت داد. در جای دیگر فرمود: « اگر چیزی را به ما نسبت دهند که سخن خدا نبوده سخت می‌گیریم برای آنان» کما اینکه برخی ادعای دروغ به پیامبری و نبوت کرده بودند که در همین دنیا خواری و ذلت نصیب آنها گشت. انبیاء با دلایل روشن و معجزات چشمگیر که خدرت خدایی بود در جامعه ظاهر شده بودند. «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب» کتاب نازل ساختیم. با آنکه کتاب یکی نبود، تورات، انجیل، فرقان، زبور.. اما چرا کاتب؟ ماهیت همه یکی است، همه این کتابهای آسمانی در تداوم و استمرار یک حرکت  بندگان را به بندگی خدا دعوت می‌کنند. ادامه قسط و حق و عدل در جامعه اهداف انبیاء مشترک بود منتهی حرکت از یک جایی آغاز شد و به جایی تکمیل گشت. مثل کودکی که به دبستان می‌رود و کتابی دارد و به راهنمایی و دبیرستان و دانشگاه  که می‌رود هم کتاب دارد. ماهیت همه کتاب است  برای فهم و درک و دانش. لذا فرمود «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان»کتاب برای اینکه احکام الهی در آن است و آنچه را که بشریت نیاز دارد بفهمد و در مسیر زندگی خویش از چه چیزهایی باید اجتناب کند و چه چیزهایی برای او روا و یا واجب است همه این‌ها در کتاب خداست. «الذی یتضمنُّ الاحکام و ما یحتاج الیه الخلق من الحلال و الحرام کالتورات و الانجیل والفرقان و المیزان» ترازو برای سنجش اجسام است. در گذشته با یاد دارم که حتی به ترازو هم قسم یاد می‌کردند. ترازو قداست دارد و این قداست از کجاست؟  «لقد الرسلنا رسلنا بالبیّنات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان» در کنار کتاب، میزان آمده. کتاب فرستاده خداست و میزان «ترازو» هم فرستاده خداست. شأنیت ترازو، حق است لذا در آن آیه فرمود «ویل للمطفّفین» وای به حالکم‌فروشان. نه تنها سر مشتری کلاه میذارد؛ بلکه به ترازو هم خیانت می‌کند.انبیاء را با معجزات و دلایل روشن فرستادیم و در کنارش کتاب و میزان نازل کردیم. میزان را برای چه چیزی نیاز دارند؟ برای اینکه حق را از باطل تشخیص بدهند. «لیقوم الناس بالقسط» برای اینکه جامعه بشری اقامه حق و عدل کند. یعنی از مهمترین اهداف بعثت انبیاء را اگر بخواهیم شناسایی کنیم دو بخش دارد: یک بخش تعلیم و تربیت، آنجا که آیه فرمود :«هو الذی بعث فی المیّین رسولاً من انفسهم یتلو علیهم  آیاته و یزکیهم و یعلمّهم الکتاب و الحکمة» یزکّیهک: تزکیه اخلاق و تربیت، «و یعلمهم الکتاب والحکمة» تعلیم دانش. انبیا هم برای تربیت و تعلیم آمدندکه یک بخش آن است و بخش دیگر «لیقوم الناس» آمدند جامعه را آگاهی بدهند تا بشریت برای اجرای حق مهیا بشود.اگر بگوییم به من چه؟ و یا به تو چه؟فایده ندارد، همه مسئولیت دارند و هر کسی به اندازه توان و وسع خود باید حق را یاری و بازگو کنند و درستی و راستی را حمایت کنند. این‌ها می‌شودامر به معروف و نهی از منکر. آنچه که بد است بر اساس معیارهای قرآنی و بیانات اولیاء خدا و پیامبر عظیم الشأن و امامان معصوم، ترک و نهی آنها در تحقق اهداف انبیاء کمک می‌کند. در ادامه فرمود: «و انزلنا الحدید» آهن را خلق کردیم و برای بشریت فرستادیم. «فیه البأس شدید» در آهن توان فراوانی نهفته است. قبل از دسترسی انسان به آهن می‌گفتند دوران «حجر» ولی وقتی که بشر آهن را کشف و شناخت و استفاده از آهن را آموخت تحول عظیمی در زندگی ایجاد گشت. به کمک آهن زراعت میکرد و درخت را بوسیله تبر که از آهن است قطع می‌کرد،  ارّه و تیشه و همه ابزار زندگی از آهن بود. حالا انبیاء ابزار اولیه آنها کتاب ومیزان و معیارهای الهی و آیات روشن است اما همیشه در همه ادوار تاریخ افراد گردنکشی هستند که نمی‌گذارند اهداف انبیاء تحقق پیدا کند و فرمان الهی به راحتی پیش برود و گسترش پیدا کند. مخالفت و کارشکنی و دشمنی ‌‌می‌کند، آنجا باید در برابر آنها از آن ابزار دفاعی استفاده کرد. « و انزلنا الحدید و فیه بأسٌ شدید و منافعٌ للناس» با استفاده از ابزار آهنی می‌توانید از دین خدا و انبیاء و اولیاء خدا دفاع کنید. «و لیعلمن الله» برای اینکه روشن شود و بدانند «من ینصره و رسله بالغیب» کیست که خدا و فرستادگان خدا را یاری می‌کند. پنهانی و آشکارا دین خدا و انبیاء الهی را کمک می‌کند. «ان الله قویٌ عزیز» خدا نیاز ندارد اما بشریت و جامعه نیاز دارد. باید افراد آگاه برا یپیشبرد اهداف انبیاء کمر همت ببندند و دین خدا را نصرت و یاری برسانند. اینکه سالار شهیدان ابا عبدالله الحسین (ع) هم روز عاشورا می‌فرمود:«هل من ناصر ینصرنی» نصرت او که حجت خدا بود و برای پیشبرد آئین الهی و دین خدا حرکت می‌کرد، کمک کردن به او کمک کردن به دین خدا بود. «و ان تنصرالله ینصرکم» اگر دین خدا را یاری کنی امیدوار باش که مورد عنایت الهی قرار می‌گیری و خدا هم تو رایاری خواهد کرد . در بیانی از نبی مکرم نقل شده است: «بُعِثتُ بالسَّیف»من مبعوث شدم و خداوند به من اجازه و فرمان استفاده از شمشیر را هم داده است. در دوره آخر الزمان. یعنی بعد از خاتم پیامبران محمد مصطفی (ص) پیامبر دیگری مبعوث نخواهد شد. امیرالمومنین می‌فرمود: «ان الله فرض الجهاد و عظمه» خداوند جهاد را واجب و بزرگ شمرده «و جهله نصره ناصره» جهاد یاری خدا و دین خدا. بخدا سوگند دین و دنیا آباد نمی‌شود مگر در سایه داشتن نیروی مسلح مومن و مقتدر. پروردگارا روز به روز بر اقتدار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بیافزای. پروردگارا عزت اهل ایمان را مستدام بدار. در مسیر عبودیت و بندگی و پیمودن راه تقوا و پرهیز از گناه و انجام واجبات یاریمان بفرما.

    {{بسم الله الرحمن الرحین ؛انا اعطیناک الکوثر؛فصلّ لربّک وانحر؛ان شانئک هو الابتر؛صدق الله العلی العظیم}}

    پایان خطبه اول//
    ____________________
     ____________________

    خطبه دوم:
    دانلود فایل با لینک مستقیم
    اللهم صلّ علی محمد و آل محمد ؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ  الصّلاة والسلام علی سیّد النّبیین حبیب إله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد و علَی علیٍٍّ امیر المومنین و علی الصّدیقةِ الطّاهره سیّدةِ نساء العالمین و علی الحسن والحسین سیّدَی الشباب أهل الجنةِ أجمعین و علی  علی ِ بنِ الحسین و محمدِ بن علی و جعفرِ بن محمد و موسیَ بن جعفر و علیِ بن موسی و محمدِ بن علی و علیِ بن محمد و الحسنِ بن علی و الحجة القائم اَلمنتظَر . اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةِ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَدَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَویلَا.

    صلوات...

    اوصیکم عِباد الله و نفسی بتقوالله ؛ بار دیگر ، خود و همه ی شما برادران و خواهران را به تقوای الهی ، یعنی پرهیزی از گناه ، معصیت ، نافرمانی ، در رأس همه ی گناهان (دروغ) ؛ الحَذَر ایّاکَ و الکذب ؛ برحذر باش از دروغ و از -بلانسبت- آدم دروغگو.واقعاً دروغ در میان همه ی گناهان ، خباثتش ، رذالتش ، بیشتر از بقیه ی گناهان است . باید از همه ی گناهان پرهیز کنیم تا به زینت تقوا مزیّن شویم . و البته نمیتوانیم مگر خدا یاری مان کند . پس به خود خدا پناه ببریم و از او مدد بخواهیم ، در مسیر عبودیت و بندگی او . خدایا همه ی ما را در این راه ، کمک و یاری بفرما . مقام معظم رهبری در همین روزهای اخیر ، در دیدار جمعی از مسئولان و فعالان فرهنگی استان های یزد و همدان بود . نکته های بسیار ارزنده ای را مطرح کرد . سزاوار است بازگو و بازتکرار شود . مجدداً بشنویم ، مسئولان و مدیران ما . مقام معظم رهبری فرمودند امروز بسیاری از جوانان با انگیزه ی بالا و ایمان باورنکردنی دنبال آن هستند که از زندگی ، خانواده و راحتی خود بگذرند و با عشق به جهاد و دفاع  از ارزش ها با دشمن مبارزه کنند. یعنی مدیران ، مسئولان ، خیال نکنید چاره ندارید . چاره دارید ؛ شما نیروی بالقوه دارید ،پشتوانه دارید . خودتان ممکن است قدری ضعف داشته باشید . ضعفتان را کنار بگذارید و از پشتوانه استفاده کنید . سنگر پشتیبانی بحمدالله قوی است . اعتقادات و باورهای دینی ، که باید قدر این رویش های جدید و ارزشمند را دانست.مسئولان به گونه ای عمل نکنند که جریان انقلابی  تضعیف  شود. در اداره ، در کارخانه ، در مزرعه ، در بازار ؛ همه جا باید جریان ایمان و انقلاب را تقویت کرد ، نه تضعیف کرد . نه نیشخند زد . بیان مقام معظم رهبری : مسئولان به گونه ای عمل نکنند که جریان انقلابی تضعیف و جریان مقابل آن –یعنی جریان سازش با استکبار ، ذلّت در بابر دشمن – در محیط های فرهنگی ، دانشگاهی ، تبلیغات دینی تقویت شود . مبادا کاری کنیم سازش با دشمن را ترویج کنیم . فرمودند : شهید حججی عزیز ، حجت خداوند در مقابل همه گان شد . حجت خداوند . میدانید این یعنی چه ؟ یعنی هر فرد با غیرت مسلمان ، وقتی او را ببیند ، بگوید : خب مگر من از او عزیز تر هستم ؟ مگر او زن و بچه نداشت؟ مگر بچه ی خردسال نداشت؟ اینگونه که استقامت کرد برای دفاع از حق و برای مقابله با ظالم و عوامل استکبار.اصلاً داعش ، میدانید از چه وقتی پیدا شد؟ از وقتی که در عراق ، انتخابات برگزار شد . درنتیجه ی انتخاباتی که آمریکایی های بی حیا ، دَم از دموکراسی میزدند ، دَم از رأی مردم می زدند.در عراق انتخابات برگزار شد ؛ در سایه ی انتخابات ، دولت شیعی سر کار آمد . یعنی نخست وزیر که مسئول اجرای کار در کشور است ، شده است یک عنصر شیعی . آن هم با گرایش به جمهوری اسلامی ایران . از آن لحظه ، آن شاه مقبورِ ملعونِ قبلی عربستان ، آن شاه به وزیر اطلاعات وقت گفته بود : اگر شده ، تا 20 میلیارد دلار ، نه 20 میلیون! ؛ اگر شده تا 20 میلیارد دلار هزینه کنید ، نگذارید در عراق ، شیعه به قدرت برسد . آنوقت آن (بندر بِن سلطان) آمده بود در عراق، مخفیانه ، سه ماه مانده بود در عراق . و البته شاه سعودی دست به دامن آمریکا شده بود ، سرویس های جاسوسی آمریکا ، اسرائیل ، انگلیس ، کمک کردند بندر بن سلطان را برای پیوند دادن اندیشه ی وهابیت با جریان بعثی ، که از قدرت کنار گذاشته شده بودند . یعنی بعد از سقوط صدام ، بعثی ها از قدرت کنار گذاشته شده بودند ، مجدداً آل سعود پیوند داد اندیشه ی خود را با بعثی های منزوی و پول کلان و فراوان در اختیار آنها گذاشت ، اسرائیل  کمک کرد ، آمریکا کمک کرد ، وسائل و ابزار در اختیار اینها قرار داد . خود ابوبکر بغدادی ملعون ، در یک صحبتی برای داعشی ها گفته بود و پخش شده از او که : مأموریت ما مبارزه با اسرائیل نیست ؛ مأموریت ما مبارزه با مرتدّین است . شیعه را مرتد معرفی میکرد . باید شیعه کشی راه بیاندازیم . این مأموریت آمریکا ، اسرائیل ، انگلیس ، برای به جان هم انداختن مسلمان ها در منطقه، تا زمینه سازی برای سلطه ی بیشتر خودشان فراهم بشود . شرایط اینچنین است . یعنی همانگونه ای که در زمان صدر اسلام ، زمان رسول خدا ، در جنگ احزاب ، گروه های مختلف ، مشرکین مکه ، یهودی ها ، مسیحی ها ، همه دست به دست هم شده بودند که اسلام را از بین ببرند ، امروزه هم همین است . البته از یک سمت امروز سالروز ورود متّفقین به ایران و سقوط رضا شاه است . ببینید ، آن ایام ، سه تا دولت هماهنگ شدند و هماهنگ کردند وارد ایران بشوند . آن روزگار ، انگلیس بود و آمریکا بود و شوروی . ولی در جنگ تحمیلی ، علاوه بر آمریکا ، علاوه بر انگلیس ، فرانسه کنارشان قرار گرفته بود ؛ شوروی آن ایام هم کمک میکرد به آنها ؛ یعنی کلّ استکبار جهانی در جنگ تحمیلی ، پشت صدام ایستاده بودند ، ولی به فضل الهی ، در عین مظلومیت ، اما با مقاومت مردانه و سرسختانه ، دشمن به عقب رانده شد . این نبود مگر به برکت امامت و ولایت. آن روزگار ، سوم شهریور 1320 ،متفقین که ریختند ، مردم به جای اینکه نگران و ناراحت باشند ، مردم خوشحالی میکردند ، واقعاً به تاریخ مراجعه کنید ، تاریخ این را میگوید ؛ مردم خوشحالی میکردند ، چرا؟ برای اینکه آنقدر از سلطه ی همان رضا خان خبیث ، مردم تنفر داشتند ؛ مردم در رنج و در عذاب بودند ؛ چون خودش وابسته به بیگانه بود ؛ چرا حالا بیگانگان او را برداشتند؟ البته اگر او وابسته نبود ، پسرش را هم سر جایش نمیگذاشتند ؛ دیدند او تاریخ مصرفش تا این ایام است ؛ او را برداشتند ، پسرش را سر جایش گذاشتند ؛ پشتوانه ی مردمی نداشت.مردم خوشحالی کرده بودند . اگر واقعاً از روز اول ، برای خدمت به مردم کمر همت میبست ، مردم پشتیبانی میکردند از او و میتوانستند استقامت کنند . حالا یا پیش میبردند یا شکست میخوردند ، ولی با ورود متفقین ، هیچ مقاومتی اتفاق نیفتاد./.

    مقام معظم رهبری فرمود که : مسئولان فرهنگی موظفند روحیه و جریان انقلابی را در محیط های مختلف ، تقویت و از آن پشتیبانی کنند . شهید حججی نمونه ای درخشان از رویش های اسلامی و انقلابی است . در دنیایی که روزنه های اغوا گری صوتی و تصویری فراوانی وجود دارد  ، -همین فضاهای مجازی - ، چنین درخشید و خداوند او را همچون حجتی در مقابل چشم همه گان قرار داد. خب اینها اسوه ای هستند ؛ اگر مثلاً یک آدمی خیلی زیبا بود و خیلی خوشگل بود ، زمینه داشت ، رفت دنبال خلافکاری ، میگویند فردای قیامت ، چهره ی یوسف پیغمبر را مینمایانند به آن آدم ، میگویند تو زیباتر بودی یا یوسف؟ یوسف از تو زیباتر بود ، ولی دنبال خلاف نرفت . حالا  –به یاوه گویان- بگوییم شما خونتان از خون شهید حججی ها مثلاً رنگین تر است؟ چرا عقب کشیدید؟ چرا دفاع نکردید؟ چرا حضور در میدان نداشتید؟ ؛ این را میگویند حجت.حجت شده برای بقیه .

    خب مناسبت هایی وجود دارد ، فردا روز کارمند است ، هم کارمند باید کرامتش حفظ بشود ، هم ارباب رجوع .تکریم باید دوجانبه باشد . محبت اگر یک طرفه باشد ، اسباب درد سر میشود . امیرالمومنین سلام الله علیه میفرمود: از کنار خوبی و بدی ، نباید بی تفاوت گذشت ؛ « وَلاَ يَکُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَالْمُسِيءُ عِنْدَکَ بِمَنْزِلَة سَوَاء» . آن که درست عمل کرد ، آنکه بد عمل کرد ، هردو را یکسان نبین و یکسان با هردو برخورد نکن . باید برخوردت متفاوت باشد ؛ «  فَاِنَّ فِي ذَلِكَ تَزْهِيداً لِاَهْلِ الْاِحْسَانِ فِي الْاِحْسَانِ » اگر بی تفاوت بودی نسبت به خدمتگزار خوب ، نسبت به خدمتگزار بد . نسبت به مدیر خوب یا بد ، نه ، این درست نیست . باید به تناسب عملکرد مدیر ، به تناسب عملکرد کارمند و خدمتگزار ، تو با او برخورد بکنی ، وگرنه ، کمک میکنی به اینکه کسی که کار خوب میکند ، دیگر بی رغبت بشود ، و آنکه بد میکند ، جرأت بیشتری پیدا کند در بدی .

    بر همین اساس ، حتماً شنیده دارید که شورای محترم جدیدی که پریروز مراسم تحلیفشان بود ، با سوگندی که یاد کردند ، رسماً ورود به کار کردند ، ولی اولین تصمیمشان ظاهراً شنیدیم که کنار گذاشتن شهردار است و معرفی کردن سرپرست . من خواهشم از این عزیزان این است که به سرعت تعیین تکلیف کنند . برای خاطر اینکه سرپرستی ، یعنی به فَشل کشاندن دستگاه خدمترسانی برای شهر . من در طول این مدت 14 سال که تمام شد ، آغاز پانزدهمین سال است که در خدمت شما هستم، حداقل بالای هفت شهردار را دیدم . البته متأسفانه میانگین عمر مدیریت شهرداری در قائم شهر خیلی کوتاه است . به خلاف شهرهای هم جوار ؛بابل ، شهرداری 6 سال شهردار بود . ساری شهرداری الآن 8 یا 7 سال است ، بیشتر ، کمتر ، این حدود است که شهردار است . من شهرداران زیادی را اینجا دیدم . هریک به نوبه ی خودشان زحمت کشیدند ، کار کردند ، خدمت کردند . دستشان درد نکند . اما حقیقتاً این بنده ی خدا ، آقای مهندس رحیمی ، خب همه تان داشتید نگاه میکردید ؛ کوچه های زیادی را ، خیابان های فرعی ، حالا ممکن است چندی خیابان یا کوچه مانده باشد ؛ اما خیلی از کوچه ها را آسفالت جدیدی ریخته ، و بولوار سازی بعضی از خیابان ها را انجام داد ؛ تلاش جدی برای رونق شهر و برای انجام کار داشت . مخصوصاً این اقدامی که برای تملّک نساجی قائم شهر ، واقعاً یک چیز عجیبی بود ؛ هرگز مااحتمالش را نمیدادیم که ایشان جرأت کند دست به چنین کاری بزند ؛ البته اگر این کار را نکرده بود ، نساجی قائم شهر هم که نساجی شماره یک معروف است و اولین نساجی منطقه بوده ، خب این هم سرنوشتش بهتر از نساجی مازندران یا نساجی شماره دو نمیشد . بلکه بدتر از آن اتفاق می افتاد . ولی الآن سندش به نام مردم قائم شهر است . یعنی به نام شهرداری است . این یک کار بسیار بزرگی بود . حالا کارهای دیگر را که دارید میبینید . البته هیچ شهرداری نیست که ناراضی نداشته باشد.من هم این را صادقانه عرض میکنم. از خود همین  آقای رحیمی هم بعضاً پیش من گِله میکردند ، اما میانگین که آدم بگیرد ، درصد بگیرد ، میبیند که نه ، گِله ها کمتر بوده و در چشم عمومی ، خدماتی را که ایشان داشتند  نمایان تر بوده .حالا قانون ، این اختیار را به شورا داده ؛ شورای شهر حق دارد شهردار را کنار بگذارد ، چه دلیل داشته باشد ، چه نداشته باشد ، میتواند این کار رابکند . ولی حالایی که ایشان را کنار گذاشتند ، حد اقل یا مشابه ایشان ، یا یک فرد قوی تر از ایشان را بیاورند زودتر سر کار ؛ سرپرستی ؛ اگر همین عزیزی را که الآن سرپرست کردند ، اگر احساس میکنند توان دارد پیش ببرد ، خودش را ابلاغ بدهند . اگر احساس نمیکنند به توانمندی او ، معطل نکنند و راکد نماند اوضاع . برای خاطر اینکه الآن آن پل میدان جانبازان ، خب نیمه کاره است . البته آغاز کار سرعت خوبی داشت . اگر الآن بماند ، واقعاً ترافیک مشکل داشتند و  دارند الآن آنجا . ولی به امیدی که زودتر ساخته بشود ، اگر ساخته بشود ، خب هم مشکل قبلی حل است ، و هم مشکل اضافه ای که الآن ایجاد شده ، برطرف خواهد شد . در بند 8 اصل سوم قانون اساسی ، این عبارت را دارد : مشارکت عامه ی مردم در تعیین سرنوشت سیاسی – اقتصادی و فرهنگی-اجتماعی ؛ طراحان قانون اساسی ، واقعاً با یک ذهنیت پاک ، با یک حسن نیت ، طراحی شان بد نبوده ، طراحی شان خوب بوده ؛ مشارکت داشته باشند مردم ؛ و بعد هم اصل یکصدم قانون اساسی ؛ برای پیشبرد سریع برنامه های اقتصادی ، اجتماعی و عمرانی ، بهداشتی ، فرهنگی ، آموزشی و سایر امورات رفاهی ، اداره ی امور با نظارت شورایی صورت میگیرد که اعضای آن را مردم همان محل انتخاب میکنند . هرچه که هست ، دستپخت مردم است ؛ مردم رأی دادند ، شورا آمده سر کار.آنوقت حقی هم باز در قانون اساسی برای نمایندگان مردم گذاشته شد  . اصل 103 : استانداران ، فرمانداران ، بخشداران ، در حدود اختیارات شوراها ، ملزم به رعایت تصمیمات آنها هستند . یعنی استاندار ، فرماندار ، بخشدار ، در برابر تصمیم شورا ، باید اجرا کند . نه اینکه تصمیم خودشان را به شورا تحمیل کنند . شورای قبلی ، یک افت و خیزهایی داشت ؛ خب در یک مقطعی واقعاً شهرداری راکد مانده بود . معطل بوده . ولی در قسمت پایانی ، شهردار فعالی پیدا کرده بود ، با تصمیم شورای قبلی . حالا اگر جویا میشدی ، میدیدی شورای محترم قبلی هم ملاحظاتی از بعضی از مسئولین پیدا کرده بود و نظر مسئولین را اعمال کرده بود ، ولی متأسفانه پاسخ مثبت نگرفته بودند . الآن هم همین است ، آینده هم همین است ، باید اعضای شورا ، از موضع حمایت از حق مردم بتوانند استقلال داشته باشند ، اگر بناست که تصمیمات مدیران و روسای ادارات را اجرا بکنند ، خب روسای ادارات بودند ، سابق هم شهرداران را خود استاندار ابلاغ میداد و انتخاب میکرد ؛ بعضی ها میگویند واقعاً آن ایام بهتر هم بود ! ؛ حالایی که شورا شده ، شورا باید مستقل باشد ، شورا باید تصمیم بگیرد ، و مسئولین وظیفه ی همکاری دارند ، البته همکاری ، احترام ، باید به طرفین باشد ؛ نیاز به فضای آرامش داریم . نیاز به واقعاً هماهنگی و همدلی ، اینها همه سر جای خود . اما از اینکه یک مسئولی برداشته شده ، مسئول دیگری میخواهد جای او بیاید ، یا باید قوی تر ، یا حد اقل مشابه او باشد . این نکته را عزیزان مورد نظر داشته باشند . از جمله کارهای خوبی را که شهردار انجام داده بود ، اِلِمان امیر سرلشگر خلبان شهید مهدوی ، که همین دیروز هم در مزار این شهید ، مراسم یادواره بوده . خب برای یک همچین شخصیت شهیدی ، در هر شهری که اگر بود ، یک کارهایی میکردند . جلوتر هم در همین سه راه شهید مهدوی ، یک کاری شده بود ، ولی خب به این زیبایی که الآن در مدخل ورودی غربی شهر ، یعنی از خیابان بابل ، وارد قائم شهر میشوی سر پل ، یک اِلِمان نسبتاً آبرومندی آنجا تعبیه شده . در هرصورت . من بگذرم از این مطلب.

    یکشنبه ، روز داروسازی ، بزرگداشت محمدبن زکریای رازی است . خدای رحمان هیچ دردی را خلق نکرد ، مگر برای او دارویی هم در همین دنیا قرار داد . هنر داروسازان ، هنر دانشمندان  در این است که با تحقیق و تجربه شناسایی کنند . کدام دارو برای کدام درد . کدام گیاه چه خاصیتی دارد ، البته در طول تاریخ ، نسلاً بعد نسل ، از تجربیات همدیگر استفاده کردند و تا اینجای کار پیش رفتند  . دوشنبه ششم ذی حجه ، سالروز جمعه ی خونین مکه در سال 1366 ؛ که مأموران خبیث و پلید آل سعود ، زوار را به جرم گفتن مرگ بر آمریکا ، به خاکو خون کشیده بودند در آن سال . و دو سال قبل هم زائران خانه ی خدا در صحرای منا ؛ یک ولیعهد خبیثی میخواست از یک خیابان عبور کند ، خیابان را بستند ، جمعیت دو تا خیابان بلکه سه خیابان را در یک خیابان هدایت کردند ؛ آن فاجعه ی تلخ اتفاق افتاد . بالای سه هزار نفر زائران با لب تشنه در حال احرام ، بی گناه ، کشته شدند به شهادت رسیدند. سه شنبه سالروز شهادت امام باقر و همچنین سالروز انفجار تروریستی در مجاورت حَرَم امیرالمومنین در سال 1382 ، 14 سال قبل . جمعی از نمازگزاران و امام جمعه ، مرحوم آیت الله محمد باقر حکیم به شهادت رسیده بودند . چهارشنبه ، هشتم شهریور ، انفجار دفتر نخست وزیری در سال 1360 ، روز مبارزه با تروریسم. این همه منافقین در ایران ترور کرده بودند و آدم کشته بودند و انفجار کرده بودند ، از این سازمان های به ظاهر مدعی حمایت از حقوق بشر ، مرگشان گرفته بود ، خفه بودند ، نمیدیدند ، نمیخواستند بشنوند ، نمیخواستند ببینند ، چرا؟ برای خاطر اینکه احساس میکردند اینها در خدمت همانها دارند عمل میکنند . اینهمه انفجارات ، در آن انفجار دفتر نخست وزیری ، رئیس جمهور ، شهید عزیز رجایی ؛ نخست وزیر ، مرحوم حجت الاسلام والمسلمین باهنر ، در آن فاجعه به شهادت رسیده بودند ف پنجشنبه هم روز عرفه و روز نیایش و دعا ، و روز شهادت مسلم بن عقیل ؛ سالروز ربوده شدن امام موسی صدر از رهبران شیعیان لبنان توسط عوامل استکبار در لیبی در سال 1357 . یعنی 39 سال قبل . لیبی دعوت کرده بود ، معمّر قذافی خبیث دعوت کرده بود ، ایشان رفت وارد لیبی شد ، دیگر از لیبی برنگشت . صحنه ساختند گفتند ایشان از لیبی رفته به ایتالیا . دیگر نه خبر از لحظه ی شهادتش ، نه خبر از محل دفنش ، کسی نه خانواده ، نه مومنین دریافت نکردند .

    پروردگارا ، شرّ عوامل استکبار را از سر مومنین دور بگردان . این روایت را هم تسلی خاطر و تشفّی دل بشنوید . از رسول گرامی اسلام است ، پیامبر عظیم الشأن اسلام فرمود : «  مَا مِنْ مُؤْمِنٍ مَشَي إِلَي‌الْجَمَاعَةِ إِلَّا خَفَّفَ اللَّهُ عَلَيْهِ أَهْوَالَ يَوْمِ القيامةِ » سخن مقدمه ای داشت ، مأخّره ای هم دارد . درباره ی فضیلت روز جعه بود سخن ، ضمناً فرمود : «  مَا مِنْ مُؤْمِنٍ مَشَي إِلَي‌الْجَمَاعَةِ إِلَّا خَفَّفَ اللَّهُ عَلَيْهِ أَهْوَالَ يَوْمِ القيامةِ »هیچ مومنی نیست قدم بردارد روز جمعه برای نمازجمعه برود ، مگر اینکه خداوند هراس روز قیامت را تخفیف میدهد برای او . « ثُمَّ يُؤمَرُ بِهِ اِلي الجَنّةِ » آنگاه امر میرسد که به سوی بهشت ببرند قدم هایی را که به سوی نمازجمعه برداشته شدند .

    (((((((((((به تبع هرهفته خطبه های نمازجمعه قائم شهر مزیّن به اسامی شهدایی است که این هفته و هفته ی پیش سالگرد شهادت آنها بوده است)))))))))))))))  نثار ارواح این عزیزان ، صلوات.

    {{بسم الله الرحمن الرحیم ؛ والعصر ؛ ان الانسان لفی خسر ؛ الا الذین ءامنوا و عملوا الصالحات ؛ و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر}}

    پایان خطبه دوم//

    متن خطبه های نمازجمعه 1396/5/27 شهرستان قائم شهر - خطیب : ابوالشهیدین آیت الله معلمی

    5kv8_img_2560.jpg

    خطبه اول:
    دانلود فایل با لینک مستقیم
      

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم جمیعاً و رحمة الله و برکاته،اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم اله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم حسبنالله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر الحمد لله رب العالمین الصلوة و السلام علی سیدالنبیّین حبیب اله العالمین ابالقاسم المصطفی محمد(ص) و علی عترته و اهل بیته الطیّبین الطّاهرین. قال الحکیم فی کتابه الکریم « لقد ارسلنا رسلنا بالبیّنات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس و لیعلمن الله من ینصره و رسله بالقید ان الله قوی عزیز» امیدوارم خدای رحمان همه ما را برای درک مفاهیم قرآن موفق بدارد و در عمل پایبندیمان را به موازین ارزش های قرآنی و احکام نورانی قرآن، ما را در این مسیر نصرت عطا بفرماید. خدای رحمان امروزی را که روز دَحو الارض است یعنی آغاز پیدایش خشکی زمین از زیر آب ، حکایت از این معنا دارد که در آغاز خلقت تمام کره زمین را آب پوشانده بود و به قدرت بالغه حضرت حق اولین نقطه که نمایان گشت از زیر آب، مکه و بویژه مسجدالحرام و محل کعبه شریف بود امروز هم روز با فضیلتی است و فراوان سفارش شده برای روزه داری ، مظنّه استجابت دعاست. پروردگارا به لطف و کرمت همه ما را ببخش و بیامرز. ما برای استغفار به درگاهت روی آوردیم، خدایا همه ما را مشمول مغفرت و رضوان بی پایان خود قرار بده. گذشتگانمان را به کرمی ببخش و بیامرز. بیماران بویژه بیماران منظور، التماس دعا گویندگان شفای عاجل عطا بفرما. به برکت صلوات بر محمد و آل محمد!

    (صلوات)

    در این سوره مبارکه حدید در آیاتی که هفته های قبل تلاوت شده بود، خدای رحمان تاکید و امر داشت برای بدست آوردن اسباب مغفرت. «سابقوا الی مغفرة من ربّکم» زمینه سازی برای جلب مغفرت را به تشخیص چه کسی انجام بدهیم؟به تشخیص خودمان؟ یا اینکه خدای رحمان هادی و راهنما برای ما فرستاده. چگونه خدا را بندگی کنیم و چگونه راه صحیح زندگی را بشناسیم. در این آیه شریفه می‌بینید «لقد ارسلنا رسلنا بالبیّنات» رسولان را با دلایل روشن فرستادیم، با دستمایه محکم و سند از طرف خدای رمان آمدند. «لقد ارسلنا رسلنا بالبیّنات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان» دست خالی نیامدند و بدون سند و دلیل نیامدند. کتاب آسمانی آوردند و برای تشخیص حق و باطل میزان آوردند و آن میزان را به جامعه معرفی کردند. آیات الهی را برای بندگان تفسیر کردند. این سرمایه بزرگ در اختیار همگان و این انسان فاعلِ مختار است و مکلفِ آزاد است و می‌تواند خدا را بندگی کند و می‌تواند معصیت کند. اگر این «می‌تواند» نبود؛ دیگر انسان در ازای اعمال نیکو استحقاق اجر و پاداش را پیدا نمی‌کرد. در قبال اعمال ناپسند سزاوار تنبه و توبیخ نبود. برای انجام اعمال  خوب و بد اگر  خوب را اختیار کرد سزاوار تحسین و تشویق باشد که امیرالمومنین (سلام الله علیه) به مالک اشتر می‌فرمود: مبادا نیکوکار و بدکار نزد تو یکسان باشد. گاهی متاسفانه در جامعه دیده می‌شود یک ناروایی را اگر یک فرد معمولی و گمنام داشته باشد با او برخورد تندی می‌شود اگر آن عمل را یک فرد صاحب نام داشته باشد آنجا قدری کوتاه می‌آیند و جای ملاحظات است. من نمی‌دانم چرا بعضی از مسائل را هم مسئولین انتشار می‌دهند و انتشار برخی مسائل اسباب رنجیدگی عده‌ای می‌شود. بعضی از افرادی که در فتنه 88 نقش موثر داشتند حالا وزیری به عیادتش برود و بعد هم قضیه را خبری کند و بگوید به دستور رئیس جمهور رفتم. حالا اگر واقعا یک رزمنده، بسیجی، سپاهی و یا یک نیروی ایثارگر اگر مشکل داشته باشد و در بیمارستان خوابیده باشد آنجا هم به دستور رئیس جمهور وزیر بهداشت و درمان به عیادتش می‌رود؟ خوب او که آنجا نمی‌رود و یا اگر که رفته، مطرح نمیشود؛ چرا جای دیگر که سرزرده مطرح شود و اسباب آزردگی فراهم شود؟ خیلی از چیزها از نظر دین و قرآن و ارزشهای اسلامی روشن است ولی در عمل متاسفانه ما گاهی به گونه‌ی دیگر عمل می‌کنیم. در هر صورت «لقد ارسلنا رسلنا» به تحقیق فرستادیم رسولان را «بالبیّنات» با دلیل روشن که دلیل روشن انبیاء معجزاتشان و دلایل عقلی برای بعثت و آیات الهی تورات و انجیل و در نهایت قرآن خاتم انبیاء محمد (ص) « و انزلنا معهم الکتاب» کتاب نازل ساختیم. ببینید ابزار پیشبرد دین خدا کتاب است.اولین آیه هم خطاب به پیغمبر «بسم الله الرحمن الرحیم/ اقرأ» بخوان! کار فرهنگی و آگاهی بخشی. «اقرأ بسم ربّک الّذی خلق» به نام خدایت. یعنی به سوی خدایت و به دین خدایت و به آیین الهی بخوان بندگان را و دعوت کن. حالا اگر پیمبر دعوت کرد ولی قدرتهای مستکبر زمان مثل همین ایام نظامی و مملکتی و حکومتی و ملتی به نام اسلام سر بلند کرد که عَلَم اسلام را برافراشته نگه بدارد قدرتهای استکباری تحمل نمی‌کنند و می‌خواهند سرکوب کنند. حالا اینجا در برابر قدرتهای استکباری تسلیم بشویم؟ و خود روزگار بعثت خاتم انبیاء اگر قدرتهای استکباری زمان به مخالفت ودشمنی با خاتم پیغمبران برخواسته بودند اگر ما آنجا بودیم به پیغمبر می‌گفتیم یا رسول الله حالا که نمی‌گذارند دست بردار و تسلیم شو؟ اینجوری می‌گفتیم یا می‌گفتیم یا رسول الله مقاومت کن، ما هم در کنارت ایستاده‌ایم؟ ببینید آیه قرآن اول می‌فرماید کتاب و میزان دادیم  «لیقوم الناس بالقسط» در سایه کتاب و میزان جامعه باید حرکت و طلب کند، اگر جامعه حضورپیدا نکند و نخواهد حجت خدا منزوی می‌ماند، امام معصوم خانه نشین می‌شودو پیغمبر خدا هم نمی‌تواند کاری از پیش ببرد. این نکته قرآنی رادقت کنید:«لیقوم الناس بالقسط» خداوند به پیغمبر نفرمود که به تو کتاب و آیات و بینات دادم که تو اقامه قسط و عدل کنی، پیغمبر به تنهایی نمی‌تواند، جامعه باید اقامه عدل کند، یعنی خواست و اراده و حضور جامعه برای تحقق این فرمان الهی موثر است. «لیقوم الناس بالقسط» الناس فاعل است، ناس باید اینکار را بکند و با حمایت از حجت الهی، با حمایت از پیغمبر در روزگارش و حمایت از امام معصوم در روزگارش و با حمایت از فقه عادل در روزگار غیبت امام معصوم. « و انزلنا الحدید» اگر مخالفت کردند دست نکش و به خانه برنگرد و ننشین وحرکت کن و قیام کن و آهن فرستادیم، اسلحه بردار در برابر قدرت طاغوتی که می‌خواهد راه بندگی خدا را ببندد. «و انزلنا الحدید فیه بأس شدید» آهن هم فوائدی دارد و هم شدت و قوتی دارد و کارساز است در معرکه و عرصه. « و منافع للناس» غیر از این‌که پشتوانه‌ی پیشبرد اهداف انبیا باشد فواید فراوان دیگری دارد. در معیشت در ابزار کار کشاورزی، ریسندگی و... آهن بکار می‌آید و در خدمت نسل بشر اسعت. این‌که فرمود : «و انزلنا الحدید» معنای «انزال» در اینجا «خلق» است نه اینکه آهن را از آسمان نازل کرده باشد. انزلنا به معنای خلق و آفریدن هم در قرآن کریم، فراوان اطلاق شده است. بحث های دیگری هم در این آیه وجود دارد که می‌گذارم برای هفته آینده. اگر خواستیم گرایش به تقوا، باید در سایه راهنمایی دین خدا و کتاب خدا و حجت الهی مسیر تقوا و پرهیزکاری را بپیماییم. پرهیزکاری یعنی ترک گناه و انجام واجبات. گناه و واجبات را از طریق دین بشناسیم، با هدایت حجت خدا و کتاب خدا.

    پروردگارا این دو نعمت بزرگ را برای امت مومن و مسلمان مستدام بدار و ما را در مسیر تقوا و پرهیز از گناه و انجام واجبات یاری بفرما.

    {{بسم الله الرحمن الرحین  ؛ قل هوالله احد ؛ الله الصمد ؛ لم یلد و لم یولد ؛ و لم یکن له کفواً احد ؛ صدق الله العلی العظیم}}

    پایان خطبه اول//

    ______________________
     ______________________

    خطبه دوم:
    دانلود فایل با لینک مستقیم
    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ  الصّلاة والسلام علی سیّد النّبیین حبیب إله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد و علَی علیٍّ امیر المومنین و علی الصّدیقةِِ الطّاهره سیّدةِ نساء العالمین و علی الحسن والحسین سیّدَی الشباب أهل الجنةِ أجمعین و علی  علی ِ بنِ الحسین و محمدِ بن علی و جعفرِ بن محمد و موسیَ بن جعفر و علیِ بن موسی و محمدِ بن علی و علیِ بن محمد و الحسنِ بن علی و الحجة القائم اَلمنتظَر . اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةِ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَدَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَویلَا.

    صلوات...

    بار دیگر خودم و همه ی شما برادران و خواهران نمازگزار را به تقوای الهی تأکید دارم . تقوا بهترین ذخیره از عمر ؛ از فرصت ؛ از امکاناتی که انسان در اختیار دارد ولی هیمشه برای انسان نمی ماند . همانگونه ای که عمر و سلامتی و امکانات نمی ماند .همه در معرض تلفند . عاقل آن است که از فرصت موجود بهره بگیرد . « ما فاتَ مَضی وَ ما سیأتیكَ فَاَیْنَ؟ قُمْ فَاغْتَنِم الفُرصَةَ بَینَ العَدَمَین» . الآن که میتوانی به یاد خدا برخیز . به یاد خدا عمل کن ، به یاد خدا ترک گناه و به یاد خدا انجام واجبات ، مصداق برجسته ی تقوا است .خدای رحمان همه ی ما را یاری بفرماید ان شاءلله.

    تشکر میکنم از برادر آزاده ، آقا مفید اسماعیلی ، که قبل از خطبه ها بیاناتی داشتند ؛استفاده شده است .و همچنین از برادر عزیز مداح ، آقای رامشگر ؛

    میبینید این ایام ، فضای جامعه در سرتاسر کشور ، یک تأثّری پیدا کرد . هم تأسف و تأثر ، هم توأم با احساس غیرت و غرور . استقامت ؛ حقیقتاً با این جنایتی که داعشی های خبیث انجام دادند ، ماهیت خودشان را روشن ساختند ، و ماهیت ما شیعیان را هم معرفی کردند . فقط در تاریخ میخواندیم و میگفتیم و میگریستیم که آقا اباعبدالله الحسین را تشنه سر بریدند . و البته این نکته هم در تاریخ بود که هرقدر روز عاشورا به زمان شهادت اباعبدالله نزدیک تر میشد ، چهره ی اباعبدالله مصمّم تر ... ؛ یعنی دشمن می خواست بترساند ، دشمن می خواست او تسلیم شود . دشمن می خواست او ذلیلانه در برابر دشمن ظاهر بشود ، ولی آقا اباعبدالله ، سرو بلندقامت استقامت ، کوه پایداری در تاریخ بشریت ماندگار شد . این شهید مظلوم ، شهید حاج محسن حُججی ؛ با آنکه بیست و پنج سالش است . سن بیست و پنج سال ، یعنی او دوران دفاع نبود . پایان دفاع به دنیا آمده بود . او امام راحل را درک نکرده  بود ؛ اما واقعاً چه وصیت نامه ی سنگین ، متین ، در وصیت نامه گویا الهام الهی پیدا کرده بود ، لحظه ی شهادتش را گویا در وصیت نامه می دید ، و صحنه را ترسیم کرده بود ، اینها انتشار پیدا کرد . در بخشی از وصیت نامه ی خودش به فرزند خردسال شیرخور خودش خطاب میکند :علی ، جانِ بابا ، من از تو و مادرت دل کندم تا بتوانم ، نوکری حضرت زینب را بنمایم.میگوید: پسرم ، سعی کن جوری زندگی کنی که خدا عاشقت شود .به همسرش خطاب میکند : پسرم را جوری تربیت کن تا سرباز امام زمان شود . حالا همسرش ، خانمش ، او در همین بعد از رسیدن خبر شهادت ، یک بیانیه ای منتشر میکند ، میگوید: محسن سرش رفت تا روسری نرود . اُف بر زنان و مردان بی اعتقاد به حجاب . مردان بی غیرتی که اجازه میدهند زنانشان با بدحجابی و بی حجابی در جامعه ظاهر بشوند . حجاب اصل دین است و اصل قرآن است ؛ یعنی از اصول قرآنی است . اینجور نیست که حجاب را ما بگوییم سنی ها نگویند و یا سنی ها بگویند ، ما نگوییم . حجاب هم در مذهب شیعه ، و هم در مذهب سنی .چرا ؟ چون ریشه ی قرآنی دارد . همسرش میگوید: محسن سرش رفت تا روسری نرود . دشمن منتظر یک نشانه از ماست که شاد شود . یعنی ذلت در ما ببیند ؛ من دلم نمیخواهد دشمن اشک مرا ببیند . اگر اشکی بریزم برای حضرت زینب است . من یک داغ دیدم ، اما امان از دل زینب .شاعر جوان یک شعر بسیار زیبایی سروده . چون این شهید را آنچه که واقعاً به او عظمت داد این است که اسیر شده ؛ همه ی ادیان و مذاهب و کشور ها ، اسیر را گرفتند ، خب نگه میدارند تا از آن دولت یک امتیازی بگیرند ، اسیر را سپس مثلاً آزاد کنند ؛ اسیر را کشتن ، آن هم چگونه؟ دست بسته ، سر از تن جدا بکنند . حالا مهم این است که حُججی را جلّاد خنجر برداشته ، او را دارد می برد به سمت قتلگاه ، این آقا محسن حُججی  چهره ی مصمّم ؛ اصلاً دلهره ، اضطراب و وحشت در چهره ی او نمیبینید . عکس را اگر دقت کنید چهره ای مصمم را نظاره میکنید . یعنی اعتقاد دارد : {{ وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا}} راست است و باورش آمده . واقعاً گویا آینده ی بعد از سر بریده شدن را می دید ؛ لذا این شاعر ، سر را نوازش میدهد ، میگوید:

    به نام نامیِ سَر ، باسمه تعالی سَر                    بلندمرتبه پیکر ، بلندبالا سَر

    فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد

    خطاب به خدا ، خدا ، خاک معمولی داری ، خاک اعلا هم داری . آن خاک اعلا ، تربتِ کربلای اباعبدالله الحسین است .

    فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد               که بنده ی تو نخواهد گذاشت هرجا سَر

    اگر کسی بنده ی خداست در برابر قدرت های استکباری سر فرود نمی آورد .هرکجا سر نمیگذارد ؛ سر را پای دین ، پای قرآن ؛ پای ارزش های مکتب اهل بیت میگذارد .

    قسم به معنیِ لاِمکن الفرار از عشق

    اگر کسی عاشق باشد ، فرار ندارد ، عبارت عربی اش (لا یُمکن الفرار) است .

    قسم به معنیِ لایُمکِن الفرار از عشق                  که پُر شده است جهان از حسین ، سرتاسَر

    حسین رهرو دارد ، هنوز هم تنها نمانده است ، هنوز هم یار دارد ، که حسین وار جان میدهد ، درحالی که دشمن، او را سر از تن جدا میسازد .

    نگاه کن به زمین ، ما رَأیتُ إلّا تَن

    میگوید اگر زمین را نگاه میکردی تَن مانده بود . سَر را برداشتند.

    نگاه کن به زمین ، ما رَأیتُ إلّا تَن            به آسمان بنگر ، ما رَأیتُ إلّا سَر

    سری که گفت من از اشتیاق بر زیرم               به سرسرای خداوند میروم با سَر

    برای لقاء خدا میگوید من با سر میروم.سر میدهم و به لقای خدا میرسم . ببینید ، دشمن ما ماهیتش این است . این دشمن را چه کسی پرورش داد ؟ چه کسی حمایتش کرد؟ ببینید ، هروقتی داعشی ها در سوریه،در محاصره قرار گرفتند ، یا در عراق در محاصره ی نیروهای شعبی قرار گرفتند ، آمریکایی ها آمدند از بالا ، نیروهای عراقی و نیروهای سوری را بمباران کردند . که اینها نجات پیدا کنند . خب اینها را دیگر همه ی عالم و آدم در جریان است . یعنی آمریکایی ها اینها را ساختند ، میخواهند اینها را کنترل شده در اختیار خود داشته باشند . ببینید ، خطبه های نماز ، هم تقوا ، هم مسائل جاری جامعه ، داخل و خارج ، تبیین مواضع رهبری است .این از موازین حتمی است . این از وظیفه ای است که لازم و واجب است . مقام معظم رهبری فرموده بود : امام راحل ، سی سال قبل ،  آمریکا را غیر قابل اعتماد دانست و امروز اروپا به همین نتیجه رسیده است . حقیقتاً آمریکایی ها قابل اعتماد نیستند . ما در یک مقطعی وادادگی پیدا کرده بودیم . خودباختگی پیدا کرده بودیم ، خیال میکردیم اگر ما جلو برویم ، سر فرود بیاوریم ، آنها به ما رحم میکنند . اما موضع امام ، یک موضع آدم معمولی نبود. بینی و بین الله ، امام ، انسان استثنایی بود . المؤمن ینظر بنورالله . و خدا را شاکریم تا به امروز ، مقام معظم رهبری بر مواضع امام پافشاری دارد . مقام معظم رهبری میفرمایند: برخی عقلانیت را در این میبینند که ایستادگی در برابر قدرت ها هزینه دارد .بعضی ها میگویند ما با اعتدال و عقلانیت رفتار کنیم ، اگر بخواهیم انقلابی عمل کنیم باید هزینه بپردازیم . مقام معظم رهبری فرمود : بلی ، هزینه دارد ، اما سازش هم هزینه دارد .هزینه ی سازش را چرا فکر نمیکنید . تا کجا باید کوتاه بیایی در برابر دشمن ؟ . عقلانیت ، تکیه بر مردم است ، و توکل بر خدا . عقل حکم میکند به ملت خود متکی باش ، تشریفات را رها کن و هزینه های زائد را کنار بگذار ، سعی کن معیشت مردم رو به راه بشود ؛ این ملت با تو خواهند بود ، اگر آمریکا و همه ی اروپا مقابلت بایستند ، تو خدا داری ، خدا قوی است و خدا قهّار است و عزیز است و مقتدر است . مقام معظم رهبری میفرمود: «امام خمینی«ره» میراث فرهنگی نیست» ؛ یعنی چه؟ میراث فرهنگی چه را میگویند؟ متاع ارزشی ، اما باید آنجا باشد ، ما برویم تماشا بکنیم ؛ متاع قیمتی ، فقط برای دیدن و تماشا . این میشود میراث فرهنگی دیگر. مقام معظم رهبری فرمود: امام میراث فرهنگ نیست که فقط تماشا کنیم ، قبر او را ، بارگاه او را ، کتاب او را تماشا بکنیم ؛ امام همچنان زنده و پیشوای ماست . وصیت نامه اش را بخوانید ؛ مواضع امام را در صحیفه ی نور ، که همه ی سخنان امام را دارد ، و همه ی پیام ها و همه ی بیانیه ها و اطلاعیه های امام را دارد ، اینها سرمشق است برای ما . مقام معظم رهبری فرمود : رئیس جمهور آمریکا در کنار تروریست ها ، همین داعشی ها ، و قاتلان مردم یمن می ایستد ، یعنی از آنها دارد حمایت میکند ، و دم از حقوق بشر هم میزند ؛ چقدر سعودی ها سه سال آزگار بر سر مردم بی دفاع و بی پناه یمن آتش ریختند . اگر این آتش ها همه را بر سر نیروهای مسلّح یمن فقط ریخته بودند ، دیگر نیروی مسلّحی باقی نمیماند . خود این ادامه ی کار پیداست که از مردم بی دفاع ینها قربانی گرفتند . در ادامه مقام معظم رهبری فرمود: پس از رحلت امام ، عده ای امیدوار شدند راه ایشان را منحرف کنند و انقلاب را به شکست بکشانند ، اما نتوانستند ، ؛ ببینید ، مقام معظم رهبری  نمی فرماید من نگذاشتم ، بلکه می فرماید: زیرا جاذبه های امام و روح آن بزرگوار ، هنوز برای ملت ما زنده و راهگشاست.در تحقق برخی شعارها ، نظیر عدالت اجتماعی و برخی مبانی اسلامی عقب ماندگی داریم . توزیع ثروت ، عادلانه اگر باشد ، دیگر فیش های نجومی پیدا نیمشود . رانت خواری ها خبرش نمیرسد . دیگر وابستگان به بعضی از مسئولین به دادگاه احضار نمیشوند که بهانه بیاورند مریضیم و از بیمارستان سر در بیاورند . مقام معظم رهبری فرمود: «مسئولان باید از قدرت بسیج انقلاب ، برای تحقق اهداف و آرمان ها استفاده بکنند .» ؛ حالا بحث رأی اعتماد مجلس به وزرا مطرح است . خب نوع این کابینه ، افراد قدیمی هستند عمدتاً در وزارت خانه های مؤثّر و کارساز.اوّلاً واقعاً به نظر میرسد که نیاز به اینهمه معطل کردن نبود در مجلس ، به جهت خاطر این که مجلس ، هر ساعت ، چند ده میلیارد تومان هزینه دارد . یعنی اگر هزینه ی مجلس را تقسیم کنند به ساعات کار ، آنوقت میفهمند . خب این وزرا در طول چهار سال ، دیگر الآن بیایند حرف بزنند ، حرف فایده ندارد ؛ عمل کردند چهار سال ، نمایندگان اگر میخواهند به همان سابقه رأی بدهند ، میتوانند رأی بدهند . وگرنه الآن چهار روز ، شش روز ، ده روز هم صحبت کنند ، همان آدمند دیگر . آدم که عوض نمیشود . منتها در صحبت کردن ، یک حرف ها و ادعاهایی مطرح میشود،  ولی بهترین سند برای عمل ، همان عملکرد سابقه هست. در هر صورت ، مقام معظم رهبری ، مطالبه ای داشت ؛ مقام معظم رهبری فرمود: معیشت مردم را باید در این چهار سال به یک نقطه ی قابل قبولی برسانید ، یعنی دولتی که تعیین میشود ، هیئت دولت ، وزرایی که انتخاب میشوند ، باید این توان کاری را داشته باشند ، معیشت مردم را در این چهار سال به یک نقطه ی مطلوب برسانند ؛حالا ما هم امیدواریم که خدای رحمان موفقشان بدارد . خدا میداند خوشحال میشویم از توفیقات دولت خبر برسد . اما اگر نه ، حرف باشد ، در عمل ضعف باشد ، در برابر این فداکاری ها و از جان گذشتگی ها . اگر این مقاومت نبود ؛ اگر مدافعان حرم به سوریه نرفته بودند ، داعشی ها داخل کشور به سراغ مسئولین ما می آمدند . دیگر الآن فرصتی برای مسئولین نبود که در این جایگاه بمانند  . گاهی آدم مثل همانی که سعدی حکیم گفته بود: یکی بر سرِ شاخ و بُن می برید ، یکی بر سر شاخه نشسته ، حالا بُنِ شاخه را دارد قطع میکند . بر علیه نیروهای مسلّح حرف زدن ، بر علیه سپاه و بسیج حرف زدن ، بر علیه فعالیت های موشکی حرف زدن ، اینها مصداق یکی بر سرِ شاخ و بُن میبرید است . ای کاش همین الآن هم به هوش بیایند ، سر عقل بیایند ، بدانند که راه صحیح زندگی ، راه استقامت و پایداری است . راه کنار گذاشتن تشریفات زائد ، هزینه های زائد را کنار گذاشتن ، اعتبارات عمرانی جامعه را افزایش دادن است .

    مناسبت هایی که این ایام دارد ، امروز را عرض کردم که دحو الأرض بود ، بگذرم . فردا ، 28 مرداد ، سالروز کودتای انگلیسی –آمریکایی در سال 1332 است . یعنی در دولت مصدق ، حالا دولت صددرصد ملی هم نبود ، اما واقعاً مورد حمایت ملت قرار گرفته بود . و ملی شدن صنعت نفت ، سبب شد که یک وجهه ای پیدا بکند دولت مصدق.  همین اندازه را طاقت نیاوردند . شاه عصبانی شد قهر کرد رفت . بلافاصله عوامل انگلیس و آمریکا با استفاده از خودفروخته های داخل ایران ، کودتایی را به پا کردند ، برای ساقط کردن دولت ملی مصدق . و او را در خانه حبس کردند و شاه را مجدداً برگرداندند . در سال 1332 . دوشنبه روز بزرگداشت علّامه مجلسی که خدمت بسیار بزرگی کرد به عالم تشیّع در جمع آوری آثار امامان معصوم . همچنین سالروز آتش سوزی مسجد الأقصی در سال 1969 ، یعنی 48 سال قبل ، که اسرائیلی های پلید برای تصرف مسجدالأقصی بخشی و قسمتی از این مسجد را به آتش کشیده بودند . به این مناسبت روز جهانی مسجد این روز اعلام شده . سه شنبه آخر ماه ذی القعده ، سالروز شهادت امام محمد تقی بر حسب نقلی است . چهارشنبه اول ذی الحجّه ، سالروز ازدواج فرخنده ی امیرالمومنین با صدیقه ی اطهر فاطمه ی زهرا سلام الله علیهاو همچنین روز بزرگداشت ابن سینا و روز پزشک است . امیدورایم که خدای رحمان ، عزت ملت بزرگ ایران را در سایه ی امامت و ولایت مستدام بدارد . شرّ اشرار و اجانب را به خودشان برگرداند .

    (((((((((((به تبع هرهفته خطبه های نمازجمعه قائم شهر مزیّن به اسامی شهدایی است که این هفته و هفته ی پیش سالگرد شهادت آنها بوده است)))))))))))))))  نثار ارواح این عزیزان ، همه با هم صلواتی هدیه بفرمایید.

    {{بسم الله الرحمن الرحیم ؛ والعصر ؛ ان الانسان لفی خسر ؛ الا الذین ءامنوا و عملوا الصالحات ؛ و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر}}

    پایان خطبه دوم//