مراسم نماز جمعه 5 تیر ماه 1405 شهرستان قائم شهر به روایت تصویر

مراسم نماز جمعه 5 تیر ماه 1405 شهرستان قائم شهر ، با استقرار میز خدمت و پاسخگویی رئیس و معاونین و مسئولین دادگستری شهرستان قائم شهر به مراجعات مردمی آغاز ، و ضمن اجرای جناب آقای جواد اکبری ، و پس از اجرای  دکلمه دانش آموزی خانم معصومه عابدی ، خطبه های نمازجمعه این هفته شهرستان توسط امام جمعه موقت قائم شهر ایراد شد.

حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسینی در آغاز خطبه ی اول با توصیه خود و نمازگزاران ظهر جمعه به تقوای الهی و دوری از معاصی و گناهان فرمودند: تسلیت و تعزیت عرض می‌کنیم محضر حضرت بقیه الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف ایام حزن و اندوه اهل بیت ایام اسارت آل الله رو و همینطور تسلیت عرض می‌کنم محضر همه شما شیعیان محبان ابی عبدالله عزاداران اون حضرت این ایام مصیبت رو. یک سوالی معمولاً ذهن خیلی ها رو مشغول میکنه که یک باری هم مقام معظم رهبری این سوال رو مطرح فرمودند که خوب است ملت ایران به آن  فکر بکنه ، که چه اتفاقی افتاد بعد رسول خدا ۵۰ سال بعد از رسول خدا که مردم جمع شدن در کوفه و کربلا مسلمون‌ها جگر گوشه پیامبر فرزند رسول خدا رو با اون وضع فجیع به شهادت رساندند، این چه اتفاقی افتاد چطور امکان دارد چطور می‌شود بعد از گذشت ۵۰ سال مردم مسلمان به اینجا برسند که فرزند پیامبر رو با این وضعیت به شهادت برسانند . این سوال مهمیه ؛ این سوال بیشتر برای ماهاست که تصور کاملی از ایام صدر اسلام نداریم از ایام رسول خدا و از مردم اون زمان آگاهی کاملی نداریم و چه بسا تصور ما اینه که اصحاب و یاران پیامبر افرادی که در مدینه زندگی می‌کردند در کنار رسول خدا بودند همه‌شون آدمای با ایمان آدمای خوب آدمای مومن باشند و لذا این سوال پیش میاد که چه اتفاقی افتاده اینا چرا بعد از یه مدت چند ماهی امیرالمومنین رو رها کردند بعد از ۵۰ سال فرزند رسول خدا اینجوری به شهادت رسوندند؛ اما این تصور ما تصور خطایی است ؛ کسانی که اطراف پیامبر بودند همشون اهل ایمان واقعی و ایمان بالایی نبودن ؛ همه کسانی که اونجا بودند مطیع محض رسول خدا نبودند؛ من فقط دو تا نمونه می‌خوام عرض بکنم نمونه از یک جنگ و نمونه‌ای از یک صلح. در جنگ خندق ،که خیلی شبیه این جنگ این ایام هست در روزی که امیرالمومنین با قهرمان دشمن جنگید و او رو به خاک مذلت کشاند و پیروز شدند مسلمون‌ها اون شبش یک طوفان عظیمی آمد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم برای کسب اطلاعات، جمع آوری اطلاعات که دشمن چه چیزی رو می‌خواد فردا انجام بده آیا می‌خواد بیاد عمل بکنه بجنگه یا می‌خواد برگرده پشیمان شده وقتی که مواجه شده که دور مدینه خندق کندند ، به یارانش که اطرافش بودند به اونایی که جان بر کف بودن حاضر بودن بیان جانشونو بر پیامبر بدن ، از این‌ها خواست که یک نفر بلند شه بره در میان دشمن از سنگلاخ‌ها عبور بکنه از اون میان نخلستان‌ها بگذره چون اطراف مدینه همش خندق نبود بخشیش نخلستان بود قابل این نبود که یک لشکری وارد بشه، بخشیشم سنگلاخ بود ، گفت یک کسی رو می‌خوام از این قسمت‌ها وارد دشمن بشه ببینه که دشمن نظرش چیه برنامه‌ش برای فردا چیه گفت خب کی حاضره بلند شه بره کسی جواب پیامبر رو نداد ، پیامبر فرمود یعنی شما یه نفرتون حاضر نیستید که جانتون رو به خطر بندازید برید برای من یه اطلاعاتی کسب کنید بیارید کسی حرف نزد ، لذا پیامبر رو کرد آخرش به یه نفری که جلو نشسته بود فلانی تو هم نمیری این دیگه احساس تکلیف کرد و از همه شجاع‌تر بود و اون وقت می‌ترسید که خیلی مورد سوال مردم قرار بگیره بعداً بلند شد و رفت و یک اطلاعاتی کسب کرد که بله دشمن از همین جنگ که اتفاق افتاد شکست خورده در صدد عقب نشینی می‌خواد برگرده بره مکه و همون ضربت علی یوم الخندق دیگه کفایت کرد و اسلام به پیروزی رسید.  حالا سخن من اینجا بود که کسانی که در رکاب پیامبر بودند تازه ، نه همه مردم پیامبر خطاب می‌کنه یکی از شما بلند شید برید کسی بلند نمیشه بره ؛در زمان خود پیامبر هم مطیع محض نبودند چه رسد به زمان امیرالمومنین که مقابلش جنگیدن  چه رسد به زمان امام حسن مجتبی و یا یک مورد نمونه دیگه‌ای رو در صلح مثال بزنم در صلح هم همینطوری بوده مثلاً در صلح حدیبیه ، پیامبر فرمود باید مذاکره بکنیم باید ما حرمت کعبه رو حفظ بکنیم اشکالی نداره ما از مدینه اومدیم تا مکه این ۴۵۰ کیلومتر راه اومدیم حالا اینا میگن امسال به شما اجازه نمی‌دیم برگردید ، سال دیگه میایم خب براشون خیلی سخت بود ؛ تعدادشونم بیشتر قدرتشونم بیشتر؛ اومدن در کنار مکه سال‌هاست که مهاجرینی که تازه از مکه هم خارج شده بودن منتظرند به شهرشون برگردن، اما در یه امتحان عظیمی قرار می‌گیرن پیامبر میگه نه همینجا لباس احرام رو در بیارید. لباس شخصی بپوشید حلق کنید ، از این حالت احرام بیاید بیرون ؛ میگن یا رسول الله مگه میشه ما طواف نکردیم ما وارد خانه خدا نشدیم وارد مسجد الحرام نشدیم، اینجا از احرام چطور بیایم بیرون؛ احدی حرف پیامبر گوش ندادن، احدی؛ پس این تصور ما خطاست که همه مطیع پیامبر بودن؛ پیامبر رفت داخل همون خیمه خودش با همسرش ام سلمه مشورت کرد گفت چیکار کنم ام سلمه گفت یا رسول‌الله شما کار خودتون انجام بدید اینا یواش یواش ببینن شما جدی هستید اینام انجام می‌دن. پیامبر همین کارو انجام داد خودش رفت داخل خیمه حلق انجام داد و بالاخره از لباس احرام اومد بیرون و تصمیم به برگشت اینا دیدن نه پیامبر داره واقعاً برمی‌گرده ، یکی پس از دیگری دومی اومد سومی اومد کم کم همشون یواش حلق کردن؛ پس این تصور ما که فکر کنیم اون‌ها همشون مطیع رسول خدا بودن اساساً یک تصور خطاییست؛ نه در جنگش این‌گونه بودند و نه در صلحش؛ حالا این در زمان امام حسین دیگه بیشتر روشن میشه وقتی در زمان امیرالمومنین با امیرالمومین می‌جنگیدن و در زمان امام حسن سجاده از زیر پای امام حسن می‌کشیدند و او رو تنهاترین سردار قرار دادند، زمینه فراهم شد که در مقابل امام حسین اونجوری بایستند با او اونگونه به شهادت برسانند ؛ لذا امام حسین مواجه شد با دشمنانی که اینگونه هستند؛  در زمان امام حسین زمینه شجاعت امام حسین فراهم شد؛ همه اهل بیت نور واحدی هستند همه اوصاف اون‌ها یکیه اما گاهی مقتضیات زمان سبب می‌شه که یک امامی یک صفتی از او بیشتر بروز پیدا می‌کنه و در یک امام دیگری صفت دیگری بروز پیدا می‌کنه.

دکتر حسینی فرمودند : هیهات من الذله در واقع درس عاشوراست که شما از آموزگار عشق و حماسه و ایثار و شجاعت ابی عبدالله الحسین علیه السلام یاد گرفتید که این ایام، دیروز و تاسوعا و عاشورا و همه مردم ایران این شعار رو می‌دادن حقیقتاً این شجاعت رو از ابی عبدالله الحسین علیه السلام یاد گرفتند . لذا حاج قاسم فرمود ملت ما ملت امام حسینه؛ این شجاعت رو از امام حسین به ارث برده و البته در میان علمای ما در میان سرداران ما کم نیستند که اینگونه‌اند. شما حاج قاسم رو یکی از ویژگی‌هاش رو همین شجاعت او می‌دانید که بر روی خاکریزها راه می‌رفت ؛ در این کشورهایی که پر بودن از این داعشی‌ها خطر رو می‌دید اما سینه رو سپر می‌کرد در مقابل اون‌ها می‌ایستاد تک تک شهدای این‌گونه بودند از خطر هراس نمی‌کردند دل به دریا می‌زدند مقابل دشمن می‌ایستادند . از علما تا شهدا و سرداران از امام رضوان الله تعالی علیه این شجاعت رو از مکتب تاسوعا و عاشورای امام حسین آموخت؛ قبل از امام مرحوم نواب صفوی سید مجتبی نواب صفوی رحمت الله تعالی علیه که الگویی برای مقام معظم رهبری بودن ایشون در یک دیداری با شاه او رو بسیار نصیحت کرد و او رو توبیخ کرد جوری که وقتی آمد بیرون رفت شاه از این آجودان و دفترردارش سوال کرد که این سید کی بود گفت چطور شد مگه. گفت جوری با من برخورد کرد که انگار من سرباز زیر دستش بودم توبیخم کرد تهدیدم کرد نصیحتم کرد شجاعت حسینی رو در رگ امام شما می‌بینید وقتی شاه رو خطاب می‌کرد می‌گفت کاری نکن که گوشِت رو بگیرم تورو از این مملکت بیرون بندازم . امام اون موقعی که نه موشک داشتیم نه امکانات نظامی داشتیم ، اون موقع فریاد می‌زد که آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند . رهبر عظیم‌الشأن رهبر شهیدی که هفته‌های آینده باید به تشییع پیکر نورانیش بپردازیم،  او رو هم مردم در این ۳۷ سال به شجاعت می‌شناسند؛ در مبارزه او با آمریکا؛  در همین لحظات آخرش که هرچی توصیه می‌گردند برای رفتن از بیرون رفتن از تهران برای رفتن به پناهگاه،  اما می‌فرمود که مگه همه مردم پناهگاه دارند؛ رزمنده من در اون جبهه‌ها وقتی بدونه که رهبرش در پناهگاه هست چطور می‌خواد بجنگه بیاد در سنگر مبارزه کنه؛ این است شجاعت ابی عبدالله در میان علما در میان سرداران . حالا هم همین امروز هم کربلاست امروز هم عاشوراست واقعاً این قضیه همواره در حال تکرار شدنه امروز هم مردم ایران با شجاعت در مقابل یزید زمان ایستادن و هرچی که بیشتر در صحنه‌ها حضور داشته باشند قطعاً این حضور گسترده اونها دشمن رو مأیوس می‌کنه و امیدواریم که با حضور گسترده‌تر در این تجمعات بتونیم به اون پیروزی حسینی و پیروزی عظیم و نهایی دست پیدا بکنیم . خدایا پروردگارا شر آمریکا و اسرائیل به خودشون برگردان و رزمندگان ما در اقصی نقاط به پیروزی نهایی برسان.

خطیب موقت نمازجمعه شهرستان در آغاز خطبه دوم با ذکر اله و اهداء سلام به محضر آل الله ، ضمن دعوت خود و جمیع نمازگزاران به تقوای الهی، در ادامه فرمودند: خدای بزرگ رو شاکریم که رهبری شجاع ، رهبری فرزانه به ما عطا کرد ؛ فرزندی مثل پدر در شجاعت در تدبیر در حکمت در علم و فقاهت که در همین پیام اخیر ایشون ما همه این‌ها رو مشاهده می‌کنیم با این پیام زیبای خودشون باطل کردن هر توهمی رو برای آنهایی که گمان می‌کردند همه چیز به اختیار رهبری است؛ باطل کردن با این پیام هر توهم و فکری رو که گمان می‌کردند عده‌ای نظر خودشون رو بر رهبری تحمیل می‌کنند. با این پیام باطل کردند توهم کسانی را که گمان می‌کردند همه امور ۱۰۰ درصد با او هماهنگه .  در این پیام زیبایی که حالا فرصت نیست من متنشو بخونم همتون بهتر از من می‌دانید از طرفی قدرت و اقتدار رهبری رو هم به مسئولین داخلی و هم به مسئولین دنیا نشون دادن و هم تسلط خودشون رو بر امور نشون دادند وقتی که گفتن تعهد گرفتم و به اون‌ها اجازه دادم و هم حرمت قائل شدند برای مردم و منتخب مردم و برای اصل مردم سالاری هم نشون دادن که ولایت فقیه دیکتاتوری نیست و هم پشت مردم ایستادند و هم به مردم نقش نظارتی دادند و از جبهه مقاومت حمایت کردند و گفتن نمی‌شود بین این جبهه تفکیک کرد و به بی اعتمادی دشمن در واقع اشاره کردند.این پیام نشون داد که این رهبر یک رهبری‌ست مقتدر که با چند کلمه همه مردم و هم همه مسئولین و هم همه جبهه مقاومت رو سامان دادند. این یعنی تدبیر این یعنی حکمت خدای بزرگ رو شاکریم به وجود چنین رهبر فرزانه‌ای به ما داد.

در قسمت پایانی خطبه دوم ، ضمن بیان روایاتی در روضه ی ایام سوگواری سالار شهیدان اباعبدالله الحسین»ع»، اسامی شهدایی که هفته ی پیش رو سالگرد شهادت ایشان است توسط حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسینی قرائت، و در پایان خطبه ها ، نمازجمعه شهرستان به امامت آیت الله معلمی و تکبیر نماز و ادعیه با نوای جناب آقای محمد مهدی قربانی اقامه شد .

گفتنی است در اثنای مراسم ، از دانش آموز خانم معصومه عابدی به پاس اجرای دکلمه در بدو مراسم با اهدای لوح و هدیه تجلیل شد .