خطبه های نمازجمعه بیست و نهم بهمن هزار و سیصد و نود و پنج قائم شهر – خطیب: آیت الله معلمی

IMG_1834
 خطبه اول:

سلام علیکم جمیعاًو رحمة الله و برکاته

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم حسبنالله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر الحمد لله ربّ العالمین الصلوة و السلام علی سید النبیِین حبیب اله العالمین ابالقاسم المصطفی محمد (ص) و علی عترته و اهل بیته اجمعین

قال الحکیم فی کتابه الکریم

بسم الله الرحمن الرحیم

« لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »

امیدوارم خدای رحمن توفیق فلاح و رستگاری را در سایه تقوا و پرهیز از گناه و انجام واجبات به همه ما ارزانی بدارد و مارا در زمره مُفلِحون! که یاران امیرالمؤمنین بودند قرار بدهد ان شاء‌الله! دعاهایمان را در این مظنّه استجابت مستجاب، بیماران را شفا عطا بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

این بخش از قسمت پایانی سوره مبارکه مجادله را که تلاوت نمودم ، یک آیه است. سه هفته گذشته درمورد همین آیه مطالبی تقدیم شده بود اما این آیه آنقدر امر مهمی را دربر دارد که بیش از اینها سزاوار اندیشیدن و سزاوار فکر کردن، گفتن و شنیدن است. امروز به این بخش رسیدیم: « أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ » یک دسته ای را جلوتر معرفی کرد، بعد می‌فرماید این‌ها کسانی هستند که نوشت خدایشان بر قلبشان ایمان را! نوشتن خدا در قلب، قلمِ خلقت است یعنی مقرر داشت، یعنی ثابت گردانید در دلشان ایمان را! این‌ها چه کسانی بودند؟ اجمالاً ترجمه می‌کنم،بحثهایش گذشته است، « لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ » نمی‌یابی کسانی را که حقیقتاً ایمان به خدا و روز جزا آورده باشند با دشمنان دین خدا طرح دوستی و مراوده داشته باشند! نه! یکدست و خالص هستند. همین که در این ایام افراد دو تابعیتی یا یک تابعیتی مطرح است یعنی اگر کسی از دو کشور شناسنامه دریافت کرد به او دو تابعیتی گفته می‌شود. عاقل نباید به آن افراد در پست‌های کلیدی اعتماد کند. بخاطر اینکه به جای دیگر هم دلداده و سر سپرده است. مومن باید یک‌دله باشد چرا که یک دل بیشتر ندارد. « مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ » خداوند برای هیچ‌کسی در درونش دوتا دل قرار نداد یعنی یک دل دارد پس باید یک‌دله هم باشد. یعنی صاف و یکدست و خالص باشد! اگر اینطور بوده و دوستی و ایمان را برای خدا و روز جزا محیا کرد حالا آن طرف مقابل حتی اگر فامیلش باشد، آن کسی که مخالف دین خدا و آیات الهی و احکام  نورانی اسلام است ، برادرش، فامیلش و نزدیکانش هم باشد و با او دوستی نمی‌بندد؛ « أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ » این‌ها کسانی هستند که خداوند ایمان را در دلشان مقرر ساخت، امداد الهی و لطف خداوندی شامل حالشان می‌شود. با وجود آن‌که اصل ایمان آوردن! بشر آزاد و مخیّر است و اینکه می‌فرماید: «کَتَبَ» ثبت کرد خدا! نوشت در دلشان ایمان را! آیا با آن آزادی بندگان منافات دارد؟ نه! زمینه را خودشان فراهم کردند. چون زمینه نزول الطاف الهی را با استقامت در مسیر ایمان فراهم کردند، محبت دشمنان خدا و دشمنان دین خدا را از دلشان بیرون کردند، اینجاست که خدای رحمن در قلبشان یک استواری ایجاد می‌کند. ایمان ثابت می‌شود، پایدار می‌ماند. فرمود: « كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ » خداوند تأئیدشان می‌کند یعنی تقویتشان می‌کند، کمکشان می‌کند، «بِرُوحٍ مِنْهُ» این روح الهی چیست؟ حیات معنوی می‌آورد. عشق و علاقه به ارزش‌های دین خدا افزایش پیدا می‌کند در وجود انسان. طراوت ایمان نمایان می‌شود بعد در ادامه می‌فرماید : « وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ » چون اشتیاق بشر در دنیا برای آسایش و رفاه با قصد و نهر آب و طراوت و زیبایی و سرسبزی است، خدا می‌فرماید بهتر از دنیا را آن‌جا برایتان آماده می‌کنم. «یُدخِلُهُم» داخلشان می‌گرداند در باغستان‌هایی که «تَجری مِن تحتهاالانهار»! باغستان‌های بی آب و خشک نه! باغستان‌هایی که انهار جریان دارد. « خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ » عالی‌ترین پاداش این است که فرمانده از مأمور تحت امرش راضی باشد. از نیروی تحت امر اگر راضی باشد خود این رضایت فرمانده عالی پاداش بزرگی است. نَعوذُ بالله! که خداوند را بخواهیم به کسی یا چیزی تشبیه کنیم، اما اگر خدا نسبت به بنده‌اش راضی باشد عالی‌ترین درجه‌ی انسانیت همین جلب رضایت خدای رحمن است. فرمود: « رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ » خشنود می‌شود خدا از آن‌ها «وَرَضُوا عَنْهُ » آن‌ها هم از پاداش الهی خشنود می‌شوند. آن وقت « أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ» این‌ها دسته‌ی الهی هستند ، این ها لشگر خدایی هستند. «أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » جای دیگر قرآن «حزب الله هُم الغالِبون» هم غالب آمد و هم مفلحون! «غالب و غلبه» یعنی پیروزی، «مفلحون» گسترده تر است، هم غلبه‌ی ظاهری و هم نجات از گرفتاری‌های دنیا و رسیدن به مقام ارزشمند و والای انسانی در آخرت. روزی سلمان فارسی به امیرالمومنین گفت: «یا ابالحسن! مااطّلَعتُ عَلی الرَّسول اللهالا ضرَبَ بین کِتفی و قال یا سَلمان هذا و حزبُه هم المفلحون اشارَ الیک! سلمان فارسی به امیرالمومنین گفته بود: «یا ابالحسن م نهر وقت پیش پیغمبر می‌رسم و هر وقت به او نزدیک می‌شوم، دست بر شانه من می‌گذارد و اشاره به سمت شما (امیرالمومنین) می‌کند و می‌فرماید: سلمان! این مرد و حزبش مفلحون هستند»«أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» یعنی حزب الله علی (ع) و پیروانش هستند. آن‌هایی که به راستی از علی (ع) پیروی کنند.یک وقتی انسان محبت و علاقه دارد اما در عمل متاسفانه کم می‌آورد، محبت هم خوب است اما یک درجه ای دارد. آن چیزی که نجاتبخش است پیروی کردن است. شیعه یعنی پیرو! باید پیرو مکتب اهل بیت باشیم. حالا اینجا که در اول آیه فرموده بود: «لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ» مسئله مودت بسیار مهم است. در بیانی رسول خدا فرمود : «وُدّ المومن لِلمُومن فی الله مِن اعظَمِ شُعُبِ الایمان» مومن، مومن را برای خدا دوست داشته باشد. نه به طمع مال دنیا و کمک کردن به امورات اجتماعی و سیاسی، چون طرف آدم پاک و با تقوایی است برای رضای خدا او را دوست داشته باشد. یعنی پاکان و نیکان و مومنان را برای رضای خدا دوست داشتن! در بعضی از احادیث آمده که ذات اقدس اله به موسی (ع) خطاب کرده بود: «موسی آیا کاری را برای من انجام داده‌ای؟ موسی عرضه داشت: خدا! این‌همه نماز خواندم» حالا خیال نکنید نماز فقط برای ما مسلمان‌هاست! در همه ادیان آسمانی عبادت و بندگی خدا بوده، منتهی شکل عبادت ممکن است فرق داشته باشد اما اصل عبادت در همه ادیان آسمانی وجود دارد. موسی عرض کرد: «خدا! این‌همه نماز خواندم، روزه گرفتم، انفاق کردم، حالا تازه از من سوال می‌کنی که من کاری برایت انجام داده‌ام یا نه؟» پاسخ آمد: «موسی! اگر نماز خواندی نشانه وابستگی‌ات به حق به نفع خودت بوده و اگر روزه گرفتی، روزه سپر از آتش دوزخ برای خودت است، یعنی این کار را برای خودت کردی» حقیقتاً اگر انسان صاحب فهم و درک باشد، همه دستورات دین، نفعش عائد خود انسان است وگرنه خدا نیازی به بندگی من و شما ندارد! بندگی ما، ما را رشد می‌دهد، بندگی ما به ما تعالی می‌بخشد و از گرفتاری‌ها نجات می‌دهد. فرمود: «در راه من به بندگانم انفاق کردی، این انفاق یک سایه‌ی لذت بخشی در عرصه محشر برای تو ایجاد می‌کند، مثلاً در گرمای عرصه‌ی محشر سایه گوارا می‌شود برای انسان، اگر انفاق کردی در عرصه محشر صاحب سایه شدی و اگر ذکری به زبان آوردی، ذکر دنیا نورانیتی در عرصه محشر برای خودت است» یعنی خدا به موسی گفت هر چه کردی برای خودت کردی اما برای من چی؟  موسی ماند ! گفت خدایا نمیدانم چه کار باید بکنم! پس راهنماییم کن.  «هل والیت لی ولیّاً و هل عادیت لی عدوّا»اگر مرا ملاک مودتت قرار دادی، یعنی اگر خواستی با کسی دوست شوی، چون مرا بندگی می‌کند با او دوستی کنی! اگر خواستی با کسی دشمنی کنی، چون مرا دشمنی می‌کند با او دشمن باشی! این برای من خواهد بود بقیه مراحل عبودیت و بندگی به سود خودت خواهد بود «هل والیت لی ولیّاً و هل عادیت لی عدوّا فَعَلِم موسی» پس موسی پیام الهی را دریافت کرد.

اَنَّ افضل الاعمال ااحُبُّ فی الله و البُغضُ فی الله

موسی دریافت که افضل اعمال حبِّ  و بُغضِ فی الله است.

پروردگارا! برای رسیدن به این مقام همه ما را موفق بدار!

پروردگارا! آنی و لحظه‌ای ما را از یاد خودت غافل مگردان!

بسم الله الرحمن الرحیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ

اللَّهُ الصَّمَدُ

لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ

وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ

صدق الله العلی العظیم

خطبه دوم:
اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ للّهِ ؛ الصّلاة والسلام علی رسول الله حبیب إله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد و علَی علیٍّ امیر المومنین وو علی الصّدیقةِ الطّاهره سیّدةِ نساء العالمین و علی الحسن والحسین سیّدَی الشباب أهل الجنةِ أجمعین و علی  علی ِ بنِ الحسین و محمدِ بن علی و جعفرِ بن محمد و موسیَ بن جعفر و علیِ بن موسی و محمدِ بن علی و علیِ بن محمد و الحسنِ بن علی و الحجة القائم اَلمنتظَر . اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةِ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَدَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَویلَا.

صلوات…

««عن علیٍّ امیرالمومنین ، أنّه قال : جَعَلَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ لِي عَلَيْكُمْ حَقّاً بِوِلاَيَةِ أَمْرِكُمْ وَ لَكُمْ عَلَيَّ مِنَ اَلْحَقِّ ، الذی لی علیکم »»

حقیقتاً بار دیگر هم باید از همه ی مومنین ضمن تأکید و سفارش به تقوای الهی ، به پرهیز از گناه ، به انجام واجبات ، تشکر و تقدیر داشته باشیم از این حضور تاریخی و حماسی که دوست و دشمن همه پذیرفتند و به زبان آوردند که استقبال مردم امسال گسترده تر از سال های گذشته بود . من دیروز در نوشهر ، یادواره ی شهدا ، اداء وظیفه کرده بودم . حقیقتاً استقبال مردم بسیار چشمگیر و دیشب در روستایی اطراف سرخرود ، اما بینی و بین الله ، چیزی مشابه این جمعیت به نظرم آمده بود جمع شده بودند مومنین . این ها سند دلبستگی و وابستگی و پیوند مقدس جامعه ی ما با آرمان های اسلام ناب محمدی است . امیرالمومنین سلام الله علیه میفرمود خدای رحمان برای من به عهده ی شما حقی نهاده ، برای شما هم به عهده ی من حقی نهاده . یعنی حقوق متقابل است . قبل از اسلام ، حکومت ها استبدادی بود ، یعنی یکجانبه ، مردم محکوم بودند به اطاعت.هرچه که امیر بخواهد و عمل کند ، هیچ کس حق اعتراض ندارد. در نظام اسلامی این نیست . نظام اسلامی از کجا شناخته میشود؟از نهج البلاغه ی امیرالمومنین. و از سخنان راهگشای امام راحل . امام راحل ، مقام معظم رهبری ، هرچه که رهنمود میدهند ، مطمئن باشید ، مبتنی بر رهنمود های اصل اسلام و مکتب نورانی اهل بیت است .خب تعبیر بسیار زیبایی که در این دیدار پرشور مردم غیور آذربایجان در چهارشنبه ی گذشته به مناسبت بیست و نهم بهمن که سالروز آن واقعه ی عظیم تبریز بود شنیدیم. اهالی تبریز در اربعین شهدای قم ، در تبریز مقدماتش را فراهم کردند مراسمی برگزار کنند . هدف ابتداءاً مراسمی در مسجد بود . یک جوانی داشت مقدمات کار را داخل مسجد فراهم میکرد . رئیس شهربانی مغرور و خیره سر ، وارد مسجد میشود و این جوان را نهیب میزند. این جوان هم غیرت مندانه برگشت و گفت شما حق نداری اینجا وارد بشوی چه رسد به این که به ما تَشَر بزنی . مسجد است و خانه ی خدا و محل عبادت و بندگی و مردم میخواهند مراسم ختم برگزار کنند. او دستش را میکشد و سیلی میزند به جوان ، جوان هم پاسخش را محکم میدهد . او اسلحه اش را میکشد به سمت جوان و جوان را داخل مسجد به شهادت میرساند ، لذا مردم تبریز غیرتشان به جوش آمد . آمدند جسد این جوان را برداشتند روی دست ، وارد خیابان ها شدند ، که در نتیجه تعداد زیادی از مردم آن روز به شهادت رسیده بودند . امام راحل متعاقب آن قضیه در یک اعلامیه ای فرموده بود قم قهرمان ، تبریز غیور .تبریز را به غیرت و غیرتمندی ستوده بود امام راحل . حالا هرساله به مناسبت آن روز مردم آذربایجان دیداری با مقام معظم رهبری دارند . در این دیدار نکات بسیار مهمی را آقا مطرح فرمودند. فرمود که آمریکا میخواهد با تکرار ترفند تهدید و جنگ ، توجه مسئولان کشور را از صحنه ی جنگ واقعی یعنی جنگ اقتصادی منحرف کند . مسئولان هوشیار باشند . همه ی همت خود را صرف حل مشکلات همچون بیکاری و رکود و گرانی و تبعیض نمایند . یعنی وجود دارد رکود در بازار. بیخود ادعا نکنید رونق . بیکاری وجود دارد و نگران کننده است . بعد هم فرمود حضور پرشور مردم را به حساب گلایه نداشتن آنها از عملکرد مسئولان نگذارید . مردم از مسائل مختلف از جمله تبعیض و کمکاری و بی اعتنایی به مشکلات گله مندند و احساس ناراحتی و رنج دارند ؛ اما حضورشان برای اصل انقلاب است . مومنین این نظام مال مردم است واقعاً ؛ اگر خدای ناکرده وسوسه گران بخواهند در گوش من و شما بخوانند که: چه فایده دارد؟بهتر که نمیشود ، پس نرویم در انتخابات . بخدا آنها میخواهند خرابتر کنند . وگرنه مردم و ملت ، اراده کنند ، با عزم و اراده ، همانگونه که 22 بهمن با عزم و اراده آمدند ، به همین شکل حماسی از انتخابات استقبال کنند ، و سعی کنند بر اساس تشخیص خودشان فردی که در کنارش آدم های خدمتگزار و صادق باشند برگزینند . ساده عرض کنم ، واقعاً بعضی از نقطه های عطف تاریخی بسیار مهم وجود دارد . سرمایه است برای ما ، در جهت عبرت گرفتن ؛ ما در جنگ بدر میبینیم همه ی مورخین شیعه و سنی ، نوشتند مسلمانها در جنگ بدر پیروز شدند . ولی پشت سر در جنگ اُحُد مسلمان ها شکست خوردند . اگر علت را بخواهیم جویا بشویم ، خدا میداند علیت خیلی روشن است در تاریخ . ولی انسان دقت بکند ، میبیند در جنگ بدر ، مردم فقط ایمان به خدا و اطاعت از پیغمبر داشتند . چون ایمان به خدا و اطاعت از پیغمبر یک دست خالص پیش برده بودند ،ولی در جنگ اُحُد مسلمان ها به طمع مال دنیا اسیر شده بودند . شنیده دارید که یک دره ای وجود داشت . دو سمت کوه بود و لای دو سمت کوه را عده ای را پیغمبر مأمور کرد مراقب باشید . حالا چه ما پیشروی کنیم و چه عقب نشینی کنیم ، شما دره را رها نکنید .این فرمان بود و دستور بود و می بایست خدا را لحاظ کنند و فرمان رسول خدا را اطاعت کنند . اما آنهایی که بر دره موکّل بودند ، به چشمشان رسید که مسلمان ها دارند پیشروی میکنند و دشمن ، اموال و اثاثیه اش را گذاشته ، دارد فرار میکند . به طمع غنیمت دره را رها کردند . اگر طمع دنیا نیامده بود و همان اخلاص بدر را حفظ کرده بودند ، اینجا شکست نمیخوردند .ببینید ، بعد از رحلت رسول خدا ، چرا علی را کنار گذاشته بودند ، روشن است که به تصورشان میگفتند علی (ع) جوان است و کم تجربه است . یا علی(ع) در جنگ ه خیلی آدم کشته ، حالا همانها فامیلهایشان هم آمدند مسلمان شدند . نسبت به علی کینه ای دارند . لذا او نباشد دیگری باشد بهتر است و مصلحت است و مصلحت اندیشی و اعتدال گرایی این را اقتضا دارد و بهتر است . ببینید معنایش چه است .این است که علی برای جنگ خوب است . اما برای اداره ی امور نه . بخدا غیر از این چیزی نبوده ، همین دو کلمه . خدا خواست ، رسول خدا تصریح کرد و نمایاند . ((مَن کُنتُ مولاه ، فعلیٌّ مولاه)) اما بعد از رحلت رسول خدا  یک جمع کوچکی خواستند به وصیت پیغمبر پایبند بمانند . اماعده ای که عامه ی مردم را حرکت دادند پشت سر خودشان بردند ، گفتند نه ، مصلحت اقتضا میکند که حالا این نباشد ، جور دیگر باشد . مثل اینکه در این انقلاب و این تاریخ معاصر ، بگوییم سپاه و بسیج برای جنگ خوب است ، اما وقتی که جنگ نداریم ، اینها بروند بنشینند ، مدیریت کشور را دیگران اداره بکنند . اگر دیگران با روحیه ی بسیجی و جهادی بیایند اداره بکنند ، روی چشم و سر . اما اگر نه ، مثل قصه ی دره ی اُحُد و طمع گرفتن غنیمت و سر از فیش های نجومی درآوردن باشد ، وا اَسَفا ، واویلا . بعد هم در ادامه این بحث آشتی ملی این ایام را بیان فرمودند . این آشتی ملی اصلاً چرا در این ایام؟ به خاطر اینکه انتخابات در پیش است ، بهانه ای است و شعار به اصطلاح خیال کردند بلانسبت شعار عوام پسندی است . عامه پسندی است . هرکسی بگوید خب آشتی چیز خوبی است ، چرا آشتی نکنم . خب چه کسی با چه کسی قهر است ؟ ببینید ما باید ظرفیتمان را قدری افزایش بدهیم . اگر شما در یک موردی از بنده انتقاد کردید ، معنایش این نیست که من را کافر مطلق بدانی . میگویی آقا این کارت اشکال دارد . خب طرف عاقل باید سعی کند اشکالش را برطرف کند . اگر مثلاً بنده ی طلبه ، در پی ایراد خطبه نسبت به مسئولی ایراد گرفتم و انتقاد کردم . خدا میداند هدف اصلاح است یعنی اگر خود آن آدم بشنود و ببیند که در جامعه نسبت به عملکرد اینچنین او گاهی مردم گله میکنند ، خب سعی کند خودش را ردیف کند . بینی و بین الله نسبت به اَحَدی از دولتمردان عداوتی ابداً ندارم . نعوذ بالله و پناه برخدا اگر خصومت و دشمنی داشته باشم . اما دلمان میخواهد آن گونه که امام میخواست و رهبری تأکید دارد ، آن گونه ای که شهدا برایش جان دادند . اگر مدیران ما با روحیات جهادی و بسیجی عمل کنند خدا اجر خواهد داد . حالا کسی شاید بگوید من نمیتوانم و سختم است . خدا خیرت بدهد ، خدا پدرت را بیامرزد ، رها کن و برو . اینجا مدیریت جهادی میخواهد . برای خاطر اینکه ما دشمن غدّار داریم . دشمن مکار داریم . با شیوه های مختلف اگر در جنگ پیش نبردند جور دیگر. حالا اینکه بیاییم و بگوییم برجام سایه ی جنگ را برداشت . حالا تعارف حرف است . اگر جرأت میکرد آمریکا ، آن لحظه ای که فرزندان رشید این ملت در نیروی دریایی سپاه ، دَه نفر از نیروهای مسلّح آمریکایی را از درون آب به ساحل کشاندند ، در حالی که آن ها دستشان را بالا گرفته بودند و تسلیم شده بودند ، اگر آمریکا جرأت میکرد همان لحظه برخورد میکرد . اقتدار ، و آمادگی برای دفاع میتواند شرّ دشمن را کوتاه بکند .

خب این بحث آشتی ملی ، برای ورود در انتخابات بهانه کردن؛ اما فرمود : مردم با کسانی که در سال 88 به عاشورا اهانت کردند و با قصاوت و لودگی و بی حیایی ، جوان بسیجی را در خیابان لخت کردند و کتک زدند ، بله مردم با آنها قهرند و هرگز آشتی هم با آنها نمیکنند. تعبیر آشتی ملی ، تعبیر بی معنا . مردم با اهانت کنندگان به عاشورا آشتی ندارند . خب اگر به اصطلاح سران فتنه ، آنهایی که محصورند ، آیا همان وقت آمده بودند اعلام برائت و انزجار بکنند و بگویند اینها از ما نیستند ؟ نکردند این کار را . بعضی از خواص با سکوتشان ، حتی با تعبیر به معترضین و اینکه این فتنه گران را معترض معرفی میکردند . آنوقت توقع داشته باشیم که باید همه باهم باشیم و هم ، همه همدیگر احترام بگذاریم و سکوت کنیم ! نمیدانم . آن  آیه ای که در خطبه ی اول خواندم ، که ملاک و معیار ایمان را اخلاص و مودت و یکرنگی معرفی میکند ؛ آقا قبل از 22 بهمن فرموده بود که آمریکا دارد تهدید میکند ، این آدم تازه به دوران رسیده که میگفت ایرانی ها باید از من بترسند ، آقا فرموده بود که روز 22 بهمن مردم جواب این تهدید ها را میدهند که در مقابل این تهدید ها چه موضعی میگیرند . درود خدا به این ملت . خدایا عزت این ملت را محفوظ و مستدام بدار و همه را عاقبت به خیر بگردان . یکشنبه سالروز حمله ی هوا پیمای بعثی به هواپیمای مسافربری و شهادت چهل تَن از جمله شهید شیخ فضل الله محلاتی بود . روز روحانیت و دفاع مقدس نامگذاری شده . سه شنبه هم سوم اسفند سالروز کودتای انگلیسی رضاخان ؛ رضا خان را انگلیس آورد . رضا خان را انگلیس هم برد . حالا چرا بردندش؟ این اواخر ، بیچاره قدری احساس کرد که حالا خودش است دیگر ، برای همین تمایل به آلمان پیدا کرده بود ؛ انگلیسی ها گوشش را به اصطلاح کشیدند و از کشور بردند . البته فرصتی بود که ملت یک جنبشی داشته باشد در آن مقطع . ولی متأسفانه انسجام در سایه ی رهبری موفق نداشت ملت و آن فرصت از دست رفته بود . پنجشنبه هم روز بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی.

(((به تبع هر هفته ، خطبه های حضرت آیت الله معلمی مزّین به نام شهدای شهرستان است که هفته ی ماضی ، سالگرد شهادت ایشان بوده است.))) ، همچنین چهلم یعنی اربعین مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی هم هست، خدای رحمان او را هم بیامرزد ، نثار ارواح این شهیدان و روح او صلواتی هدیه فرمایید.

اوراقی که در اختیار شما مؤمنین گذاشتند از ناحیه ی ستاد نمازجمعه نبود ، این اوراق را از دفتر استانی شورای سیاستگذاری ائمه جمعه در اختیارتان گذاشتند . لذا توقع این است که عزیزانی که اوراق را دریافت کردند پاسخ را مکتوب کنند و مجدداً برگردانند . معنای نظرسنجی این نیست که ورقه نزد شما بماند ، بلکه ورقه باید برگردانده بشود. موفق و مؤید باشید.

{{ بسم الله الرّحمن الرّحیم  وَالْعَصْر إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ. إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ صَدَقَ اللهُ العَلیُّ العَظیم}}
 پایان خطبه دوم//

 

دیدگاهتان را بنویسید